
1- محیط خانواده و بی توجهی والدین: پیامبر اکرم می فرمایند: « خداوند سبحان را کسی ملاقات نمی کند با گناهی که بالاتر از جهالت زن و فرزندش باشد.»(محجة البیضاء،ج3،ص73) بی توجهی یا کم توجهی والدین به مسائل دینی بسیار تأثیر منفی روی فرزندان دارد، البته شاید در آینده در اثر عوامل دیگری به نماز روی آورد که این احتمال ضعیفی است. گویا آنها هیچ وظیفه ای در قبال فرزندان ندارند و یا فرزندان آن ها همه مسائل را می دانند و رعایت می کنند. لذا چنین فرزندی به راحتی تن به عبادت نمی دهد.

امام زمان علیه السلام
«واما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی رواة حدیثنا فانهم حجتی علیکم و انا حجت الله علیهم »
در حوادثی که پیش می آید، به کسانی مراجعه کنید که حدیث ما را نقل می کنند، بدرستیکه آنها حجت من برشما و من حجت خداوند بر آنها هستم.
مجرد درس خواندن شغل نیست و در فرض سوال حکم مسافر دارند.
بنابر احتیاط نماز را هم شکسته وهم تمام بخواهد ولی روزه را بگیرند.
در فرض مرقوم نماز تمام و روزه صحیح است. با مراعات آنچه که در مسئله 1066 رساله آمده است.
در صورتی که مدتی طولانی مانند چهار ماه و بیشتر این وضع را داشته باشد نمازش تمام و روزه اش صحیح است.
نماز او در سفر شکسته است مگر این که قصد ده روز کند و نمی تواند روزه بگیرد.
دائم السفر نیست.
بخش احکام اسلامی تبیان
منبع: کتاب "مسائل جدید از دیدگاه علما و مراجع"

مرحوم آیت الله سید محمدباقر مجتهد سیستانی (ره) پدر آیت الله سید علی سیستانی تصمیم می گیرد برای تشرّف به محضر امام زمان (عج) چهل جمعه در مساجد شهر مشهد زیارت عاشورا بخواند. در یکی از جمعه های آخر، نوری را از خانه ای نزدیک به مسجد مشاهده می کند. به سوی خانه می رود می بیند حضرت ولی عصر امام زمان (عج) در یکی از اتاق های آن خانه تشریف دارند و در میان اتاق جنازه ای قرار دارد که پارچه ای سفید روی آن کشیده شده است. ایشان می گوید هنگامی که وارد شدم اشک می ریختم سلام کردم، حضرت به من فرمود: «چرا اینگونه به دنبال من می گردی و این رنج ها را متحمّل می شوی؟! مثل این باشید- اشاره به آن جنازه کردند- تا من بدنبال شما بیایم!»
بعد فرمودند: «این بانویی است که در دوره کشف حجاب- در زمان رضا خان پهلوی- هفت سال از خانه بیرون نیامد تا چشم نامحرم به او نیفتد.» (1)

قلب :
در ادبیات دینی قلب همان نفس انسانی یا فطرت ادمی یا منشا و منبع ادراکات انسان است که با کمک قوای درونی و بیرونی امور مختلف را ادراک می کند..
زبان :
زبان هم به ابزار سخن گفته می شود و هم به نحوه گویش مثلا زبان فارسی یا زبان عربی. البته گویش هم با ابزار صورت میگیرد.

گاهی ما در حالاتی قرار می گیریم که به هیچ وجه نمی توانیم آن را برای دیگران به تصویر بکشیم یعنی حس ما در قالب کلمات جا نمی شود برای نزدیک کردن ذهن مخاطب سعی می کنیم با شبیه سازی و استفاده از توصیفات به گونه ای وی را به فضایی که در آن بوده ایم نزدیک کنیم اما با این حال می بینیم که موفق نبوده ایم و به وی می گوییم که تا خودت نچشی درک نخواهی کرد این حس و حال هال ممکن است مثبت و منفی باشد .
ما که خود در آن حس بوده ایم تجسم و تصورش برایمان کاری ندارد ممکن است وقوع و ظهور یک علامتی که در آن زمان خاص با آن درگیر بوده ایم مثلا بوی خاص یک صدا یا موزیک و یا صحنه ای مشابه کاملا ما را در فضا آن واقعه قرار دهد .
یکی از راههایی که قرآن کریم در پیامرسانی خود از آن استفاده کرده، تکرار یک کلمه یا جمله یا یک آیه کامل است. بدون تردید این کار تحصیل حاصل و خالی از فایده نیست بلکه آثار و فوائدی دارد و از محسنات سخن به شمار میرود.

1ـ تکرار لفظی یعنی اینکه لفظی به صورت مفرد یا مرکب بیش از یک بار گفته شده باشد.
2ـ تکرار معنوی: مقصود از این نوع تکرار، تکرار یک مضمون یا مفهوم است مانند تکرار داستان ابراهیم یا موسی و مانند آن که در موارد زیادی با جملات و عبارات متفاوتی تکرار شده و یا از مقاطع مختلف شروع شده است.
اگر صلح برای حفظ جان لازم است، چرا امام حسین (ع) صلح نکرد و اگر باید تا شهادت ایستادگی کرد چرا امام حسن (ع) با معاویه صلح کرد و مانند امام حسین (ع) حاضر به شهادت نشد؟
در ابتدا باید گفت: نباید تصور کرد اسلام یا دین جنگ است و یا دین صلح، که بعد اشکالات متعددی بر ایمان پیش آید که اگر دین صلح است، تا آخر باید به دعوتش به طور صلح آمیز ادامه می داد، تا هر جا که پیش رفت، رفت، و اگر نرفت هم نرفت، و اگر دین جنگ است، چرا در سیزده سال مکه مسلمانان حتی اجازه دفاع مسلحانه از خود نداشتند؟
باید گفت: اسلام هم دین جنگ است، هم دین صلح، یعنی در شرایطی نباید جنگید و در شرایطی جنگ لازم است. سیره ی پیامر اکرم (ص) در این زمینه بهترین سند است.
غدیر خم در مسند أحمد بن حنبل، کوششی است در جهت ارائهی راهکاری برای تفاهم و همدلی و هماندیشی در میان مسلمانان بر مبنای واقعهی تاریخی غدیر.
به این منظور احادیث یکی از شاخصترین و معتبرترین کتب در نزد اهل سنت – کتاب مسند أحمد بن حنبل که حداقل در دوازده حدیث به واقعهی غدیر خم اشاره نموده است - در مقابل دیدگان اهل بصیرت قرار می گیرد تا حقایق ذیل مشخص گردد:
1- نخست آنکه واقعهی غدیرخم رویدادی تاریخی و غیر قابل انکار است.
2- أسناد واقعهی غدیر خم مربوط به قرون اخیر و یا ساختهی شیعه نیست بلکه حتی ریشه در قدیمیترین کتب اهل سنت داشته و اصالت آن جای انکار ندارد.
خطابه غدیر
متن اردوی خطبه غدیر

به نام خداوند بخشاینده مهربان
حمد و ثنای الهی
ستایش خداوندی را که در یگانگی، والا و در بیهمتایی، نزدیک و در اقتدار شکوهمند، و در ارکان خود بسی بزرگ است. دانشش بر همه چیز احاطه دارد و حال آن که او در مقام خوش است و آفریدگان، همگی مقهور قدرت اویند. بزرگی که پیوسته بوده و ستودهای که همیشه خواهد بود. پدید آورنده آسمانهای بلند و گستراننده گستره شدهها و فرمانروای مطلق زمینها و آسمانهاست و بیاندازه پاک و بینهایت پاکیزه است. پروردگار فرشتگان و روحالقدس و نسبت به هر آنچه آفریده، فزونبخش است و چه ساخته و پرداخته، غرقه عطا و فضل اویند. هر دیدهای را میبیند، و هیچ دیدهای را توان دیدار او نیست.
بزرگوار و بردبار و بخشندهایست که رحمتش همه چیز را فرا گرفته و منعمی است که بر همه مخلوقات منت دارد.
...........................................

عید إکمال دین و اتمام نعمت و هنگامه اعلان وصایت و ولایت امیرالمومنین علی علیه السلام فرخنده باد.
از برای عاشقان عشق علی باشد هدف بشتابید ای عزیزان گر محب حیدرید بهر بیعت با امیرالمومنین سوی نجف

ورود اسلام به ایران و گرایش ایرانیان به این دین مبین، یکی از مهم ترین حوادث تاریخی، برای ملت ایران است. گرچه اسلام با شتاب خیره کننده ای در ایران پیش رفت؛ ولی حاکمیت عقیدتی اسلام بسیار آرام و ریشه دار صورت پذیرفت و توجه اسلام به حق و عدالت اجتماعی از مهم ترین عوامل گرایش ایرانیان به اسلام بود.
ایرانیان پس از گرایش به اسلام، روح و معنی اسلام را در خاندان اهل بیت علیهم السلام یافتند و با خاطره شیرینی که از حکومت عدل حضرت علی علیه السلام داشتند، تحققّ عدالتِ اجتماعی را در مکتب فرزندان او یافتند. آنان با مشاهده سجایای اخلاقی، علمی، دینی، سادگی و بی آلایشی اهل بیت علیهم السلام و شیعیان آنان، به مکتب تشیّع گرایش پیدا کردند و برخی جزء اصحاب ائمّه اطهارعلیهم السلام شدند که به مرور زمان بر تعداد آنان افزوده شد.(1)
شاید این پرسش ها به ذهن شما هم خطور کند. پس جواب آن را از حضرت باقرالعلوم علیه السلام بشنوید:
خداوند چه زمانى بوده است؟
امام: بگو چه زمانى نبوده تا بگویم چه وقتبوجود آمده است؟ پاك و منزّه است خدایى كه تا بوده و هست فرد و صمدى است كه نه همسرى گرفته و نه فرزندى دارد.
منظور از خشم خدا چیست؟
امام: منظور، عذاب و شكنجه است و خشم تنها مختصّ مخلوقات است كه با چیزى از كوره بدر مىشوند، و حالتشان تغییر می کند.
مردم در روز قیامت - كه مشغول بررسى و محاسبه اعمال هستند - چه می خورند و مى آشامند؟
امام: در صحراى محشر چشمه هائى است كه مردم از آن مى خورند و مى آشامند تا وقتى كه از حساب و بررسى اعمال فارغ شوند.
آن چه صلاة واجبى است كه بىوضو خوانده مىشود، و چه روزهاى است كه نیاز به امساك از خوردن و نوشیدن ندارد؟
پیش از آن كه این عالم آفریده شود، شما اهل بیت در چه حالتى و در كجا بودید؟
امام: ما نورى بودیم كه هر لحظه تسبیح و تقدیس خداوند سبحان را مى گفتیم و ملائكه الهى نیز چگونگى تسبیح و تقدیس را از ما آموختند؛ و وقتی آدم علیه السلام آفریده شد، خداوند متعال نور ما را در صلب او قرار داد.
چه زمانى یك سوم جمعیّت روى زمین مُردند؟
امام: اشتباه كردى، خواستى بپرسى چه وقت یك چهارم مردم مردند؟ آن زمانى بود كه تنها جمعیّت روى زمین حضرت آدم ، حواء، قابیل و هابیل بودند؛ و قابیل برادر خود را كشت ، در حالى كه هابیل در آن زمان یك چهارم جمعیّت را تشكیل مى داد.
كدام یك از هابیل و قابیل پدر تمام مردم بود؟
امام: هیچ كدام، بلكه بعد از آدم علیه السلام، شیث پدر آدمیان بود.
چرا آدم علیه السلام را آدم نامیدند؟
امام: چون گِل او از ادیم (پوست) زمین زیرین بالا آمد.
چرا همسر حضرت آدم را حوّاء گفته اند؟
امام: چون او از استخوان حىّ و زندهاى - یعنى استخوان آدم- آفریده شد.
چرا شیطان را ابلیس نامیده اند؟
امام: چون او از رحمت خداوند ابلس و ناامید شد.
آن چیست كه كم و زیاد مى گردد؛ و آن چیست كه زیاد مى شود ولى كم نمى گردد؛ و آن چست كه كم مى شود ولى زیاد نمى گردد؟
چرا جنّ را به این نام گفته اند؟
امام: چون كه آنها مى توانند از دید انسانها مخفى و نامرئى گردند.
اوّلین كسى كه دروغ گفت چه كسى بود؟
امام: شیطان بود، كه به خداوند عزّ و جلّ گفت: من از آدم بهترم؛ چون كه مرا از آتش و او را از گِل آفریدى .
آن گروهى كه شهادت حقّی دادند؛ ولى دروغ مى گفتند، چه كسانى بودند؟
امام: منافقین بودند، كه در ظاهر شهادت به رسالت و نبوّت رسول خدا صلى الله علیه و آله دادند؛ ولى در باطن دروغ مى گفتند، چون عقیده و ایمان به خداوند نداشتند.
آن چیست كه فقط یك بار پرواز نمود و دیگر حركتى نكرد ؟
امام: آن طور سینا بود كه خداوند یكبار به بالى از آن بر سر بنى اسرائیل سایه انداخت كه در آن انواع عذاب بود، تا اینكه تورات را پذیرفتند.
آن چه صلاة واجبى است كه بىوضو خوانده مىشود، و چه روزهاى است كه نیاز به امساك از خوردن و نوشیدن ندارد؟
امام: آن صلاتى كه نیاز به وضو ندارد، صلوات بر محمّد و آل او است، آن روزه نیز همان روزه سكوتی است که حضرت مریم علیهاالسّلام به دستور خدا گرفت.
آن رسولى را كه خداوند براى هدایت انسان فرستاد؛ ولى خودش از جنّ و انسان نبود، كه بود؟
امام: كلاغى بود، كه براى تعلیم قابیل آمد تا او را هدایت كند كه چگونه جسد برادرش هابیل را دفن نماید.
آنكه قوم و تبار خود را راهنمائى و انذار كرد، و از زمره جنّ و إنس نبود، كه بود؟
امام: مورچه اى بود كه در مقابل لشكر عظیم حضرت سلیمان علیه السلام، به هم نوعان خود گفت: درون لانه هایتان بروید تا توسّط لشكر سلیمان لگدمال نگردید.
آن چه حیوانى بود، كه به دروغ مورد تهمت قرار گرفت ؟
امام: گرگ بود، كه برادران حضرت یوسف علیه السلام آن را متّهم به قتل برادر خویش كردند.
آن چیست كه كم و زیاد مى گردد؛ و آن چیست كه زیاد مى شود ولى كم نمى گردد؛ و آن چست كه كم مى شود ولى زیاد نمى گردد؟
امام: آن كه كم و زیاد مى شود، ماه است؛ و آن كه زیاد مى شود ولى كم نمى گردد، آب دریا است؛ و آن كه كم مى شود ولى زیاد نمى گردد، عمر انسان است.
فرآوری: امین
بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان
منبع:
· الإحتجاج طبرسی، ج2 ، باب إحتجاجات امام باقر علیه السلام.
· بحارالانوار، ج 46 ، باب معجزات امام باقر علیه السلام.

امروز چه قدر مدینه بوی غربت و بیکسی میدهد! انگار خاک بیپدری بر سرش ریختهاند. از هر نقطه، صدای ناله میآید. کوچهها، خانهها، دیوارها، پنجرهها همه و همه آرام آرام، مظلومیت کسی را میگریند.
صدای لا اله الا اللّه فرشتگان بلند میشود. صدای قدسیان که همناله با زمینیان، تابوت خورشید پنجم را به سوی بقیع به دوش می کشند.
باز هم بقیع، چه قدر این خاک قداست دارد! چه قدر این نقطه از زمین، مطهّر است! آرامگاه آسمانیان زمینی، مأمن افلاکیان خاک نشین.
وای اگر لب باز کند، چه عقدهها که میگشاید، چه رازها که فاش میکند و چه گنجهای پنهانی که آشکار میسازد!
مولا جان!
در تابوت، آرام خفتهای، و هیچ کس نمیداند که زهر با جگرت چه کرده است!
لب فرو بستهای و کسی از داغ جگر سوزت خبر ندارد.
چشم از زشتیها بستی و اینک میروی، در حالی که دل نگران قرآنی.
میروی و هنوز دلواپس اسلامی که زنده ماندنش را مدیون دلسوزیهای معلّمی چون تو بوده است.
میروی و میدانی که شیعه، هنوز تشنه آموختن است.
ای کاشف قلمروهای نامکشوف معرفت! شاگردانت، این نوآموزان مکتب آسمانیات را به که میسپاری؟
ای شکافنده بینظیر دانشها! تنها سر انگشتان دانش تو، گره از اسرار حقیقت میگشاید.
بمان و درد نادانی بشر را، به کلمهای از دانش الهیات، شفا ده، و طومار نافهمی انسان را مچاله کن که بیحضور تو، انسان در تاریکزار جهل به عصیان میرسد.
صدای لا اله الا اللّه در سکوت تیغ میپیچد، و پیکری مطهر، سوخته از نازیباییها، میهمان بهشت میشود، و هنوز بعد از گذشت سالها، همنوا با عرفات، ضجه میزنیم مظلومیت امام غریب شیعه را...
بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان
خدیجه پنجی

زخمها بر سینه دارم ای ماه، امشب آخرین درخشش چشمم را میبینی. حرفها در گلویم مانده است که اجازه فریاد شدن ندارند.
من، زخمی کربلایم. من ادامه زخم کربلایم و وارث زخمهای جدم حسین علیهالسلام و پدرم سجاد علیهالسلام . پدرم، جای غل و زنجیرش را برای من و جماعت شیعه به ارث گذاشت و یک مدینه غربت و خانهای که از در و دیوارش، بوی عشق سوخته بوتراب میآمد و جگر آتش گرفته مجتبی.
مپندار از جگر آتش گرفتهام مینالم، من از کودکی با جگر سوخته میزیستم.
من کودک کربلایم، راز غربت فرزندان علی علیهالسلام را از کربلا بر دل دارم،سینهام زخمی نالههای زینب است.
من زخمخورده کربلایم و زخمی قومی که سنگ بر فرزندان علی زدند.
خستهام، خسته پیامی که در دل دارم و شاگردانی که به هزار رنج، پای حرفهایم مینشینند.
ای ماه خسته! تو شاهد باش که مردم زمانه با فرزند فاطمه علیهاالسلام نیکی نکردند و با جهالتشان، زخمش زدند.
خداحافظ ای دنیای تاریک مردم مدینه...
حسین امیری
توفیق زن بیش از مرد است و اگر انسان تنزل کند، حداقل باید بگوید زن همانند مرد است. زیرا تقریباً شش سال قبل از این که مرد، مکلف بشود، زن را ذات اقدس اله به حضور پذیرفته است. زن همین که از نُه سالگی گذشت و وارد دهمین سال زندگی شد، خدا او را به حضور میپذیرد و با او سخن میگوید و روزه را بر او واجب میکند، مناجات های او را به عنوان دستور مستحب شرعی گوش میدهد. آن وقتی که هنوز مرد به عنوان یک نوجوان مشغول بازی است، زن مشغول راز و نیاز و نماز است.

شش سال، زمینهسازی کردن و از دوران نوجوانی او را به حضور پذیرفتن، نماز را که عمود دین است بر او واجب کردن، روزه را که سپر دین است و حج را که وفد الیاللَّه است و مهمانان در آن سفر به ضیافتگاه خداوند میروند، بر زن واجب کردن، اینها همه نشانه آن است که زن برای دریافت فضائل، شایستهتر از مرد است. و اگر این منطق درست تبیین و اجرا گردد، نتیجتاً معلوم خواهد شد که زن بالاتر از مرد و لااقل همتای مرد است.
عبد شاكر آن انسانى است كه با نعمت خدا معصیت نكند و با تكیه بر نعمت الهى، با امر و نهى حضرت او- كه به مصلحت انسان تنظیم شده- به مخالفت با وجود مقدس پروردگار برنخیزد.

راستى چه جنایت بزرگ و سنگینى است كه انسان نعمت الهى را كه عبارت از تمام اعضا و جوارح انسانى و زمین و هوا و خوراك و پوشاك و تمام مواد مادى است صرف گناه و مخالفت با حضرت دوست كه از باب كرم و لطف و عنایت این همه نعمت در اختیار آدمى گذارده بنماید!!

نام های كعبه هم در قرآن و هم در احادیث ذكر شده است و اسرار فراوانی ذیل آنها وجود دارد . در قرآن از خانه خدا بیست بار و جمعاً در شانزده آیه یاد شده است ، بدین صورت كه واژه « كعبه » دوبار، واژه « البیت » هفت بار، واژه « بیت » یك بار، واژه « بیت الحرام » دوبار، واژه « بیت العتیق » دوبار، واژه « بیتك المحرّم » یك بار، واژه « بیتی » دوبار، « بكه » یك بار، « مسجدالحرام » یك بار و « بیت المعمور » هم یك بار به كار برده شده است .
در تفاسیر و بعضی احادیث ، نكاتی در باب اسرار برخی نام های كعبه به چشم می خورد كه مناسب است به آن ها اشاره شود .

بدون شک تغییر نگرش انسانها نسبت به هر چیزی عواملی دارد اینک باید دید چه عواملی میتواند مایه تغییر نگرش افراد جامعه نسبت به دین شود.
انتظار، سرفصل امید به آیندهای روشن و مایه عشق و شور و امید و تلاش برای آمادهسازی خود و جامعه برای آمدن و ظهور امام منتظر است. انتظار، هرگز یك روحیة بازدارنده، فلجكننده و یأسآور نیست، بلكه موجب دوركردن عنصر بدبینی به آینده، از نهاد انسان در جامعة بشری است. انتظار، معیار ارزش انسانها است.

آرزوها و آمال انسانها معیار خوبی برای سنجش میزان رشد و تعالی آنها است.آرزوهای متعالی، حكایت از كمال روح و رشد شخصیت انسانها میكند؛ برعكس آرزوهای حقیر و بیارزش، نشان از بیاهمیتی و رشدنیافتگی افراد دارد. آرزوها، انسان را به حركت وا میدارد.

فشار قبر برای همه است منتهی شدت و ملایمت آن نسبت به افراد فرق دارد. نسبت به کفار و فسّاق و منافقین و ... خیلی شدید است و کیفر اعمالشان حساب میشود اما نسبت به افراد دیگر ملایمتر است و جبران کوتاهیها و کفاره گناهانشان محسوب میشود ؛ یعنی با این فشاری که میبینند از گناهانشان کم میشود.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آ له) در روایتی میفرماید : « هیچ مؤمنی نیست مگر اینکه فشاری در قبر دارد. »( بحارالانوار - ج6 - ص 221)
فشار روانی یکی از رایج ترین بیماریهای زمان معاصر است، بهگونه ای که طبق برآورد کارشناسان سازمان بهداشت جهانی حدود شش درصد کل جمعیت جهان از بیماریهای روانی رنج میبرند و شروع هشتاد درصد از بیماریهای جسمی با فشار روانی همراه بوده است. روان شناسان راهکارهایی را برای مقابله با فشار روانی مطرح نموده اند، اما اسلام نیز در طی قرون متمادی موفق شده است میلیونها نفر را در مناطق مختلف جغرافیایی و از نژادهای گوناگون به خود جذب کند و با تغییر سبک زندگی آنها، برای زندگی اجتماعی و فردی آنان قوانین مطلوبی وضع نماید.

فطرت، اصلی واقعی، طبیعی و جهان شمول است که مربوط به انسان و زمان و مکانی خاص نیست؛ بلکه مرتبط به همه انسانهاست. از دیدگاه قرآن، انحرافات روانی ریشه در انحراف از فطرت دارد؛ از این رو بازگشت به فطرت در بهداشت روانی از نظر اسلام مورد عنایت قرار گرفته است.

مجمع البحرین در ذیل کلمه طلسم می نویسد: «سه نظریه مشهور درباره واژه طلسم وجود دارد: 1 از دو لفظ طلٌ به معنای اثر و اسم ترکیب یافته است. 2 لفظی است یونانی به معنای گره غیر قابل گشودن. 3 مقلوب کلمه مسلط است».[1]

زمین کعبه گفت: کیست مثل من، و حال آن که خانه خداوند متعال بر من بنا شده و مردم از اطراف و اکناف به طرف من میآیند و حرم امن الهی قرار داده شدهام.
و چه فضیلتهایی که برای زیارت این مکان مقدس وارد شده (از آن جمله: حضرت علی ابن الحسین علیهماالسلام فرمودند: تسبیح گفتن در مکه افضل است از خراج و مالیات که در راه خدا انفاق شود.(1)

خاندان صدر از خانواده های عریق و اصیل سادات اهل بیت می باشند که اعتبار و آوازه علمی آنان به حدود 800 سال پیش می رسد و در سالهای حدود 950 قمری با انتساب بیت آنان به شهید ثانی "زین الدین بن علی بن احمد بن جمال الدین جبعی عاملی» (966-911 ق) "مولف کتاب "شرح لمعه" فضیلت آنان به اوج خود رسید ، از این خاندان می توان به آیت الله العظمی سید محمد صاحب مدارک الاحکام ،ایت الله العظمی سید اسماعیل صدر، آیت الله العظمی سید صدر الدین صدر، آیت الله شرف الدین، آیت الله سید حسن صدر ، آیت الله شهید سید محمد باقر صدر ، آیت الله شهید سید محمد صدر و مرحوم آیت الله حاج سید رضا صدر اشاره نمود.
استجابت دعا، مانند هر پدیدهی دیگری، قوانین آداب و شروطی دارد که با وجود آن آداب و شرایط است که دعا به اجابت میرسد و اگر آن شرایط موجود نباشد، یا مانعی در استجابت آن باشد که ما به آن علم نداریم، اگر چه سریع الاجابة ترین دعا هم باشد، باز ممکن است مورد اجابت واقع نشود.[1]

به هر حال چون ذکر متن دعاها در این خلاصه مقدور نیست، فقط به ذکر اسامی چند مورد که دارای اهمیت خاص هستند اشاره میشود:

ساختار تن و جان آدمی به مانند سایر مخلوقات عالم، حق است[1] و این نحوه از ساختار، اقتضاء می کند که این تن و جان با هر چه پیرامون او است و با آن در ارتباط است، سازگار نباشد. صدمه هایی که به روح و بدن وارد می شود همه از این ناحیه است که انسان روح یا تن خود را با چیزی درگیر می کند که سنخیتی با او ندارد و آن چیز نه تنها برای سلامت و رشد روح و بدن او مفید نیست، بلکه باعث تخریب و در نهایت انهدام و مرگ او نیز می شود.
آزمون الهی آن قدر وسیع و گسترده است که حتی انبیاء بزرگ با شدیدترین و سختترین آزمایشها آزموده میشوند، چرا که طبیعت زندگی این جهان، بر این اساس گذارده شده است.

با این که مجموع سرگذشت حضرت ایوب(علیهالسلام) تنها در آیات 41ـ44 سوره «صلی الله علیه و آ له» آمده، اما همین مقدار که قرآن بیان داشته الهام بخش حقایق مهمی است ; که مختصراً بیان خواهد شد:
الف: آزمون الهی آنقدر وسیع و گسترده است که حتی انبیاء بزرگ با شدیدترین و سختترین آزمایشها آزموده میشوند، چرا که طبیعت زندگی این جهان، بر این اساس گذارده شده، و اصولاً بدون آزمایشهای سخت، استعدادهای نهفته انسانها شکوفا نمیشود.
ب: «فرج بعد از شدت» نکته دیگری است که در این ماجرا نهفته است، هنگامی که امواج حوادث و بلا از هر سو انسان را در فشار قرار میدهد، نه تنها نباید مأیوس و ناامید گشت، بلکه باید آن را نشانه و مقدمهای بر گشوده شدن درهای رحمت الهی دانست، چنان که امیر مؤمنان علی(علیهالسلام) میفرماید: «هنگامی که سختیها به اوج خود میرسد فرج نزدیک است، و هنگامی که حلقههای بلا تنگتر میشود، راحتی و آسودگی فرا میرسد».

روزهای حماسه و خون را پشت سر نهاده ایم و اینک در سایه مقاومت و پایداری، ستیز بی امان و به یادماندنی قهرمانان شهادت طلب، در ویرانه های به جا مانده از جنگ تحمیلی، مظاهر آبادانی و سازندگی را که ثمره تلاش ملتی مقاوم است، بر می افرازیم و به دنیا می گوییم: «ما می مانیم و فرو نمی شکنیم».

انسان موحدى که ولایت خداوند بر خویش را پذیرا گردیده، از هر حیث مطیع اوامر و نواهى خداى خویش است. پس در مورد پذیرش ولایتِ وُلاتى که از سوى آن ذات اقدس تعیین می گردند، باید کاملاً مطیع و منقاد باشد و به ولایت آنها نیز گردن نهد و از مقایسه آنها با دیگران و چون و چراهایى بى پایه اجتناب نماید. شناخت کسانى که به عنوان امام و والى از طرف خدا منصوب اند از چند راه ممکن است:
الف. بررسى سیره و راه و روش ایشان.
ب. مراجعه به ویژگى ها و علایمى که از سوى اولیای قبلى، در مورد ولى بعدى، ارایه شده اند.
ج. درخواست معجزه و تفحص از وجود شرایط و لوازم امامت.
سرانجام عراق پس از مقدمهچینیهای فراوان سیاسی و نظامی، در ساعت 14:15 دقیقه دوشنبه 31 شهریورماه 1359 با سه فروند میگ 23، به فرودگاه بینالمللی مهرآباد تهران _ به تقلید از حمله هوایی اسراییل در جنگ ششروزه با اعراب _ حمله کرد.
سرانجام عراق پس از مقدمهچینیهای فراوان سیاسی و نظامی، در ساعت 14:15 دقیقه دوشنبه 31 شهریورماه 1359 با سه فروند میگ 23، به فرودگاه بینالمللی مهرآباد تهران _ به تقلید از حمله هوایی اسراییل در جنگ ششروزه با اعراب _ حمله کرد.
جدول عملیتها در ادامه مطالب................

ایرانیان، در طول تاریخ پر نشیب و فراز خود، جنگهای بسیاری را تجربه كردهاند. دور از واقع نیست اگر بگوییم بیش از نیمی از تاریخ این سرزمین به جنگهای گرم و كشمكشهای سرد گذشته است. هنوز غبار سم اسبان مغول، ننشسته بود كه تیموریان تاختند، و پس از آن غُزها و سپس صلیبیون و از آن پس عثمانیهای آناتولی و چندی بعد، سپاه دریایی پرتغال و بلژیك از جنوب، و آنگاه روس و انگلیس و ... . چنین است كه در جویبار سرنوشت این ملت مظلوم، هماره خون جاری بوده است، و بدین روی بر بام حیاتشان همیشه پرچم مقاومت در رقص و اهتزاز.
وقتی تقاضا برای یک محصول در بازار، از طرف مردم زیاد شود، مسلما باید تولید آن نیز به تناسب بالا رود، اما در جایی که تقاضا و درخواست مردم دفعتا بالا رود، و موجودی بازار نیز جواب گو نباشد، بازار جنس بدلی، داغ می گردد، بنابراین برای جلوگیری از ورود بیش از پیش اجناس بدلی به بازار، باید به تناسب تقاضای موجود، ارائه نیز وجود داشته باشد، این ناهماهنگی عرضه و تقاضا، همیشه مورد سود جویی انسانهای متعدد در زمینه های مختلف بوده است.

در مورد عرفانهای بدلی نیز؛ این مطلب صدق می کند، به این بیان که هجوم مردم به معنویت و کاستیهای ادیان سنتی و کلیساها، و نبود مباحث معنوی ناب و امروزی، زمینه بوجود آمدن و یا بهتر بگوییم زمینه مطرح شدن معنویتهای نوین را فراهم نموده، به دلیل این که؛ معنویتهای بدلی و حرفهایشان در طول تاریخ وجود داشته و همیشه به دنبال فرصتی برای عرضه افکار خود به جامعه بوده اند، و این عصر که عصر هجوم مردم به معنویت است، این عرفانهای بدلی فرصتی برای به میدان آمدن و مطرح کردن خود پیدا نمودند.
در شرایط کنونی جامعه و با توجه به توسعه ی ارتباطات و تهاجم فرهنگی رسانه ها می توان امر ازدواج را از اهم واجبات به شمار آورد. زیرا متأسفانه لغزشگاههای فراوانی بر سر راه جوانان کشورمان ایجاد گردیده است. به طوری که در این شرایط واقعاً «در جوانی پاک بودن شیوه ی پیغمبری است.»

ازدواج یک امر پسندیده است که مطابق طبیعت، فطرت، شرع، عقل، حافظ بقای نسل، پاکی نسل، سنت رسول اکرم (ص)، امر مقدس، نشاط بخش و نشانه ی خدا است.

حقالناس یعنی حساب و کتابی که در آن با مردم طرفیم. بدهی که به مردم داریم. حقالناس مصادیق مختلفی دارد. یکی از مصادیق حقالناس همسایگان میباشد که شاید از نظر ما خیلی پیشپاافتاده باشد. ما لازم نیست دنبال چیزهای عجیب و غریب در بحث حقالناس باشیم. اگر این سه شب احیا، مناجات کردیم و نماز خواندیم و اگر این روزهای ماه مبارک را روزه میگیریم، اثر این روزه و نماز باید در زندگی ما مشخص شود.

ایشان میگویند: دین پیش از اینکه توشهای برای آخرت ما باشد، والاترین وسیله برای زندگیست. اگر نماز و روزهء من زندگی امروزم را درست و اصلاح نکند و در رفتارم تأثیرگذار نباشد، معلوم نیست برای آخرتم هم خاصیتی داشته باشد. یک مثال عینی میزنم. اگر من نوعی در مجلس احیا دعا کردم، نماز خواندم و به درگاه خدا گریه کردم ولی در رانندگی مراعات مردم را نکنم، حتماً یک جای کار میلنگد. من از رانندگی مثال میزنم تا کسی فکر نکند میخواهیم راجع به حقالناس از چیزهای عجیب و غریب و آسمانی حرف بزنیم. نخیر. مسائل عجیب و غریب را رها کن و در زمین درست و صحیح زندگی کن.
از سالها قبل، در واقع از وقتی موضوع حجاب زن به صورت جدی در دنیا مطرح شد، مخالفین حجاب، سعی میکردند حجاب را با موضوع رنگ آن طرد کنند. برای موافقین هم رفته رفته این شبهه قوت گرفت که «چرا رنگ مشکی؟». در واقع هر کس میخواست چادر را زیر سوال ببرد، رنگ مشکی را زیر سوال میبرد.

معمولاً مشکی رنگ افسردگی، عزا و اندوه و غم است. افسردگی به عنوان یک بیماری پاتولوژیک، عزا به مفهوم یک سنت، و غم و اندوه هم به معنی یک فرآیند زمینهساز برای تخلیه هیجان. همه این موارد هم درست و هم غلط است. درست است از این جهت که رنگ مشکی به عنوان نمادی برای همه این موارد است و به اینها کمک میکند، اما محدود به این مفاهیم نیست. در واقع نمیشود تنها این مفاهیم را از رنگ مشکی برداشت کرد.
در نوشتار پیش به بررسی پرسشگری به ویژه در قالب مناظرات دینی پرداختیم و برخی از شرایط و ویژگی های آن از دیدگاه امامان شیعه(علیهم السلام) را بیان نمودیم. در این نوشتار می کوشیم این موضوع را با توجه به مباحث کرسی های آزاداندیشی در دانشگاهها مورد تأمل قرار دهیم.

چند سال پیش حدود سال 81 جمعی از دانشجویان در نامه ای خطاب به رهبر معظم انقلاب نظر ایشان را درباره راه اندازی کرسی های آزاداندیشی در دانشگاهها جویا شدند که معظم له طی نامه ای مبسوط به بیان دیدگاههای خویش در این باره پرداختند و در ضمن آن پاسخ از این ایده و پیشنهاد و استقبال نمودند. البته ایشان برخی از شرایط و ویژگی هایی را برای این امر یادآور شدند که در راستای اجرای صحیح و مناسب این طرح است. این موضوع انگیزه ای است که باری دیگر در منابع اسلامی به جستجو پرداخته و زوایای پنهان و باریک این روش مورد پسند و مقبول امامان شیعه را مورد واکاوی قرار دهیم.

جان کلام این که آدمی آن گونه زندگی می کند که می اندیشد. گفتار و رفتار انسان ، خوب یا بد، میوه های شیرین و تلخ باغ اندیشه او هستند پس اگر طالب میوه های شاداب و پر آب و زیبا است لازم است اندیشه خود را اصلاح کند. مولوی چه نیکو فرموده است :
ای برادر! تو همه اندیشه ای مابقی ، خود ، استخوان و ریشه ای
گر بود اندیشه ات گل، گلشنی ور بود خاری ، تو هیمه گلخنی
شيخ اجل ، ابن قولويه ، استاد شيخ مفيد رحمه الله در كتاب كامل الزيارة به اسناد خود از محمد بن مسلم روايت كرده كه گفت : به مدينه رفتم و بيمار شدم . حضرت امام محمد باقر عليه السلام مقدارى آشاميدنى در ظرفى كه دستمال بالاى آن بود، به وسيله غلام خود برايم فرستاد و گفت : «اين را بخور كه امام على عليه السلام به من امر فرموده است كه بر نگردم تا اين دارو را بياشامى»
چون گرفتم و خوردم شربت سردى بود در نهايت خوش طعمى و بوى مشك از آن بلند بود.
پس غلام گفت : «حضرت فرمود چون بياشامى به خدمتش بروى»

من تعجب كردم كه گويا از بندى رها شدم . برخاستم به در خانه آن حضرت رفته ، رخصت طلبيدم . حضرت فرمود: «صحّ الجسم فادخل : بدنت سالم شده داخل شو»
گريه كنان داخل شدم و سلام كردم . دست و سرش را بوسيدم . فرمود: «اى محمد! چرا گريه مى كنى ؟»
عرض كردم : «قربانت گردم مى گويم بر غربت و دورى راه از خدمت شما، و كمى توانايى در ماندن در ملازمت شما كه پيوسته به شما بنگرم »
آب منبع خوبی برای حفظ و شادابی پوست به شمار میرود، برای سلامت قلب مفید است، انرژی را افزایش داده و باعث کاهش وزن است و ...

آب ترکیب اصلی نسوج بدن است و به طور متوسط حدود 65 درصد وزن بدن یک شخص بالغ را آب تشکیل میدهد که این مقدار برای کودکان بیشتر است.
قبل از هر چیز باید بدانید آب منبع خوبی برای سلامت پوست است و با از بین بردن سموم بدن باعث شفافیت طبیعی پوست شما خواهد شد. خطوط ریز و شیارهای پوست به هنگام کمبود آب، بیشتر و عمیقتر میشوند. نوشیدن آب باعث چاقتر شدن سلولهای پوستی و کاهش چین و چروک و جوان کردن پوست میشود. همچنین آب باعث بهبود بخشیدن به جریان خون در پوست میشود و پوست را از وجود ناخالصیها پاک میکند و امکان تغذیه بهتر پوست را فراهم میکند.

آب در بدن، مواد خوراکی و موادی را که باید دفع شوند جابجا میکند. اکسیژن هوا به وسیله هموگلوبین خون از ششها به سلولهای بدن میرسد. غذایی که مصرف میکنیم در محیط آبی گوارش میشود و فرآوردههای گوارشی آن به وسیله خون به تمام سلولهای بدن میرسند. اگر آب نباشد بدن یک حجم شکننده و سخت است.
ادامه مطالب را بخوانید..............

شنیده ایم که روز قیامت روز فزع اکبر است. یا اینکه روزی است که در آن زلزله ای بس عظیم رخ خواهد داد یا تعابیری که در سوره مبارکه تکویر آنها را می خوانیم. از به حرکت درآمدن کوهها و فراگیر شدن آب دریاها در همه ی عالم و تاریک شدن ماه و ستاره ها و ... هر چند برخی از این توصیفات ناظر به شروع قیامت و مراحل آغازین مهمترین رخداد عالم است، اما به تصریح قرآن، هم وقوع آن و هم شرایط هولناک آن روز بسیار دشوار و غیرقابل توصیف است.
چه کنیم از این هول و هراس رهایی یابیم و در چنین شرایطی در سایه سار امن و امان الهی قرار گیریم.
در این مقاله بر آنیم که به عدهای از دوستانمان که ریسمان نماز را رها کرده و در اقامه نماز سستی میورزند عرض کنیم که ، خداوند روی نماز حساسیت زیادی دارد و آن را مهمترین تکلیف شرعی میشمرد، و هر جای قرآن فرصتی مییابد بر آن تاکید میکند؛ پس نباید آنان با دلایل واهی در اقامه نماز سستی بورزند.

هر روز که میخواستم از خانه بروم بیرون، با پدر و مادرم سر لباس پوشیدن بحث داشتم.
پدرم میگفت: " آخه پسر این چه لباس هاییه که تو میپوشی، مگه قحطی پارچه اومده که شما جوونا این لباسای تنگ و کوتاه رو میپوشید؟
آخه قباحت داره، خوب و بدی گفتن، حروم و حلالی گفتن."
سر که برمی گرداندم، از آن طرف صدای مادرم میآمد، که با ناراحتی میگفت:
" شما پسرا خدا نکنه پولتون روی زمین بیفته و بخواهید آن رو از روی زمین بردارید، اونوقته که همه دل و رودتون می ریزه بیرون "
اما این دفعه دیگر از این بحثها خسته شده بودم؛ در راه مدرسه، تصمیم گرفتم برای اینکه واقعاً بفهمم پوشیدن این تیشرتهایی که یک کم هم کوتاه است، از نظر شرعی اشکال دارد یا نه، بروم پیش مربی تربیتی مدرسهمان و این سوال را از ایشان بپرسم.
آقای مربی جواب سوالم را این طور داد:
"ببین پسرم در مورد لباس آقایون دو بحث وجود دارد: یکی پوشیدن لباس آستین کوتاه در مقابل نامحرم که نظر مراجع در این مورد این است:
آیات عظام امام، تبریزی،خامنهای، سیستانی، فاضل، مکارم: اشکال ندارد.(1)
آیة الله نوری: اگر مخالف عفت عمومی نباشد و در نظر افراد متشرع، منکر محسوب نشود، اشکال ندارد.(2)
آیة الله وحید خراسانی: اگر بداند زنان از روی تعمد و لذت به او نگاه میکنند، واجب است مرد لباس آستین دار بر تن کند و در غیر این صورت اشکال ندارد.(3)
آیات عظام بهجت و صافی: بنا بر احتیاط واجب، باید لباس آستین دار بر تن کنند.(4)
تبصره: اگر در جایی پوشیدن لباس آستین کوتاه باعث مفسدهی خاص شود، اجتناب از آن واجب است.
بحث دوم در مورد پوشیدن لباسهایی است که این روزها شما پسرها میپوشید و بعضاً قسمتهای دیگر بدن مثلاً شکمتان معلوم میشود:
آیة الله بهجت: لباسی برای مرد واجب است که تمام بدن او (غیر از مواضعی که در شرع بیان شده) را در مقابل نامحرم بپوشاند و اگر قسمتی از بدن غیر از آن مواضع( مانند شکم و...) مورد دید نامحرم قرار گیرد، حرام است.
آیة الله خامنهای: پوشیدن لباسهای کوتاه برای آقایان بین هم جنسانشان کراهت شدید دارد و در مقابل نامحرم جایز نیست.
آیات عظام سیستانی و شبیری زنجانی: اشکال ندارد.
آیةالله فاضل: این نوع پوشش از نظر شرعی اشکال ندارد ولی از جهت رعایت عفت عمومی باید هر چه بیشتر مراعات شود.
آیة الله وحید خراسانی: حرام است.
آیة الله نوری: این نوع پوشش در مقابل نامحرم جایز نیست ولی در غیر این صورت اشکالی ندارد.
آیة الله صافی: پوشیدن این نوع لباسها در مقابل نامحرم جایز نیست (حرام است).
البته باید به این نکته توجه داشته باشیم که معنی پوشش در وقت خواندن نماز با معنای پوشش در اجتماع متفاوت است.
در نماز برای آقایان پوشاندن عورت واجب است اما در جامعه باید عفت عمومی رعایت شود و نمیتوان هر لباسی پوشید.
پی نوشت ها :
1.مکارم استفتائات،ج1، س834 و تعلیقات علی العروة؛النکاح،م51؛ امام، استفتائات،
ج3، (احکام حجاب)،س14؛ فاضل، تعلیقات علی العروة،ج2، النکاح،م51؛تبریزی، استفتائات،س1519و صراط النجاة،ج1،س1487؛ خامنهای، استفتاء،س551؛ سیستانی: دفتر.
2.نوری، استفتائات،ج1،س483.
3.وحید: دفتر
4.صافی، جامع الاحکام، ج2،س1722؛ بهجت، توضیح المسائل،م1933 و 1937.
5.در مسئله دوم از دفتر همه مراجع استفتاء شده است.
بخش احکام اسلامی تبیان
امنیت اجتماعی (2)
بنا بر آیات شریف قرآن، «امنیت»، یکی از موهبت های الهی است که باید قدر آن را دانست و شکر آن را به جا آورد.(سوره عنکبوت، آیه 67) اما باید دانست که دستیابی به این نعمت الهی، تلاشی بی وقفه می خواهد و همتی راستین را می طلبد.

همه ما می دانیم که برقراری «امنیت» در هر جامعه ای بر عهده حکومت ها است. اما با این وجود نباید از وظایف عموم مردم نیز غافل شد و همه مشکلات را از سوی حاکمیت دید. بنابراین همه ما می توانیم در برقراری امنیت اجتماعی محیط پیرامونیمان تاثیر گذار باشیم که آگاهی یافتن نسبت به دلایل بروز ناامنی، اولین قدم در این مسیر خواهد بود.
مشکلات و معضلاتی که در جامعه کنونی ما امنیت اجتماعی مردم را به مخاطره انداخته است، سبب شده تا انگشت اتهام به سوی نهادهای امنیتی همچون پلیس و قوه قضاییه دراز شود. اما به نظر می رسد که این معضلات یک شبه رخ نداده است و ریشه در مسایلی عمیق تر دارد. نگاهی موشکافانه در وضعیت فعلی جامعه نشان می دهد که تا زیرساخت های فرهنگی جامعه تقویت نگردد و مطابق مبانی دینی ترمیم نشود، امنیت واقعی در عرصه اجتماع ظهور و بروز نخواهد یافت.
جوانی را میشناختم که مبتلا به این عادت شوم بود او گرفتار یکی از «بیماریهای تب دار» شد در روز ششم بیماری که کاملا ضعیف شده بود باز نتوانست دست از عمل خود بردارد لذا مرگ با تمام وحشت خود بر او ظاهر گشت و او را در کام خود فرو کشید.

خود ارضایی از نظر اسلام ممنوع و حرام است. و وجود بعضی از مشکلات باعث از بین رفتن حرمت این عمل نمیشود. پیامدهای بسیار خطرناکی برای خود ارضایی وجود دارد که شامل پیامدهای جسمانی، پیامدهای روحی و روانی ، پیامدهای اجتماعی و پیامدهای بد معنوی است. اگر برای کسی به هر دلیلی امکان ازدواج نباشد، چنین شخصی تحت هیچ عنوان مجاز نیست روی به گناه و از جمله خود ارضائی آورد بلکه یا باید مقدمات ازدواج خود را از هر راه ممکن فراهم آورد و مشکلاتی که بر سر راه ازدواج او وجود دارد را از بین ببرد و یا خود را کنترل کند و از آلو ده شدن به گناه خود را حفظ کند.
در چند مقاله ی سابق به بررسی برخی از ادله ی عقل و برهانی بر وجود خداوند متعال پرداختیم. اکنون در این نوشتار به بررسی این موضوع می پردازیم که حقیقت خداوند چیست؟!

شاید یکی از سؤالهای مهم پس از آن که از بود و نبود چیزی پرسید آن باشد که از حقیقت و چیستی آن بپرسد. ما می دانیم خدا هست و وجود دارد و برخی از ادله ی عقل و شهودی آن را نیز می دانیم که برای علاقمندان توصیه می کنیم به برخی از مقالات قبلی مراجعه فرمایند:
مقالات مرتبط:
2- راههای بی شمار!حال سؤال این است خدا چیست؟ به بیان دیگر حقیقت ذات خداوند چیست؟ آیا اساساً ما می توانیم از حقیقت خدا اطلاع پیدا کنیم؟! آیا اصلاً تا به حال چنین چیزی به نظر شما رسیده است که خدا چیه؟!!
سلام كه با سلامت ، هم خانواده است معنایش نفى خطر یا ملزوم آن است . این شعار اسلامى كه به عنوان تحیت ادا مىشود و در قرآن كریم مورد تاكید قرار گرفته، شاید یكى از حكمت هایش این باشد كه هر انسانى در زندگى دایماً نگرانیها ، خوفها و دل واپسیهایى دارد و با هر كسى مواجه مىشود چون احتمال مىدهد كه از ناحیه وى ضررى به او برسد این نگرانى را دارد .
پس اولین چیزى كه در هر برخوردى مطلوب است رفع این نگرانى است ، یعنى انسان احساس كند كه از طرف آن شخص ضررى به او نمىرسد و هیچ چیز براى انسان مهمتر از دفع ضرر نیست و بعد نوبت مىرسد به جلب منفعت . این است كه در اولین برخورد بهترین چیزى كه باید رعایتبشود همین تامین دادن به طرف است كه از ناحیه من به شما ضررى نمىرسد.

آیه نهم سوره جن به نقل از جنیان بیان می دارد: «وَ أَنَّا کُنَّا نَقْعُدُ مِنْها مَقاعِدَ لِلسَّمْعِ فَمَنْ یسْتَمِعِ الْآنَ یجِدْ لَهُ شِهاباً رَصَداً».[1] و این که ما پیش از این به استراق سمع در آسمان ها مىنشستیم، امّا اکنون هر کس بخواهد استراق سمع کند، شهابى را در کمین خود مىیابد.
قبل از بیان تفسیر لازم است معنای چند واژه کلیدی را بدانیم:
1- استراق سمع: استراق از ماده ”سرقت” به معنای دزدى است؛[2] سرقت؛ یعنى این که مال کسى را به طور مخفیانه ببرند و صاحب مال متوجه نشود، امّا استراق سمع به معنای دزدى کلام است؛ یعنی وقتی که دو نفر با هم آهسته صحبت می کنند و می خواهند کسى متوجه نشود، شخصى در خفا به کلام آنها گوش فرا دهد و این یکى از گناهان بزرگ است.[3]
2- شهاب: در لغت به معنای شعله ای از آتش است که زبانه می کشد.[4]
3- رصد: در لغت به معانی آماده برای مراقبت، در کمین بودن و کمین کننده آمده است.[5]
(بخش اول- شکایت قرآن)

«یَجِیءُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ ثَلَاثَةٌ یَشْكُونَ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ»؛ روز قیامت سه شاکی از ظلمی که در حق آنها شده است به درگاه الهی شکایت می کنند. سپس شاکیان را نام برده و متن شکوائیه آنها را قرائت می کند.
«الْمُصْحَفُ وَ الْمَسْجِدُ وَ الْعِتْرَةُ»؛ آن سه عبارتند از قرآن کریم، مسجد و خاندان مطهر رسول الله علیهم صلوات الله. بعد از اعلام فهرست شاکیان نوبت به طرح شکوائیه آنها می رسد که حضرت آن را هم بیان می کند:
«یَقُولُ الْمُصْحَفُ یَا رَبِّ حَرَّفُونِی (2) وَ مَزَّقُونِی»؛ قرآن به پیشگاه عدل الهی عرضه می دارد: پروردگارا! معنا و مراد مرا به نفع امیال و خواهشهای نفسانی خود تغییر دادند و تحریف کردند (3) و نیز مرا پاره پاره کردند و متلاشی ساختند.
بخش اول این شکایتنامه متوجه کسانی است که با تفسیر به رأی یا همان تحریف معنوی قرآن کریم سعی کردند تا به نام اسلام و قرآن، به اهداف غیر خدایی خود دست یابند.
خوارج کسانی بودند که با چرخش و سرعتی شگفت آور از خط اسلام و قرآن خارج شده و در سراشیبی سقوط به جهنم قرار گرفتند. شعار آنها این بود: «لا حُکمَ إلا لِلّه» یعنی «حکم، فقط حکم خدا»(4) این سخن، تعبیری دیگر از آیات قرآن کریم است که می فرماید: «إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلَّه».(5)
خوارج این شعار را ساختند و بر زبان راندند تا هم با حکم ولایی امیرالمومنین علیه السلام مبنی بر ادامه جنگ صفین، مخالفت کرده باشند و هم با مستمسک قرار دادن قرآن کریم، خود را مسلمانی حتی برتر از امام علی علیه السلام نشان دهند.
امیرالمومنین علیه السلام که با اهداف پلید و شیطانی این گروه آشنا بود پرده از این اقدام فریبنده آنها برداشت و با صراحت اعلام کرد که آنها با تحریف معنای قرآن کریم به دنبال اغراض باطل خود هستند. از این رو در مقابل این شعار انحرافی آنها فرمود: «كَلِمَةُ حَقٍّ یُرَادُ بِهَا بَاطِلٌ نَعَمْ إِنَّهُ لَا حُكْمَ إِلَّا لِلَّهِ وَ لَكِنَّ هَؤُلَاءِ یَقُولُونَ لَا إِمْرَةَ إِلَّا لِلَّهِ» (6)؛ حرفی که اینها از قرآن می زنند حرف درستی است؛ اما معنا و منظوری که از آن اراده کرده اند، معنایی غلط و باطل است؛ زیرا منظور آنها این است که هیچ امیر و فرمانده ای به جز خدا نیست؛ به عبارت دیگر آنها می گویند خدا باید بیاید و بر ما حکمرانی کند که صد البته چنین حرفی باطل و نارواست.

بخش دوم مربوط به گروهی از مسلمانان است که قرآن را بخش بخش کردند؛ آن بخشی که به نفعشان بود گرفتند و بخشی که به ضررشان بود رها کردند.
قرآن کریم، این عده را با این جمله مورد خطاب و عتاب قرار می دهد که: «أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتابِ وَ تَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ»؛ آیا به بخشی از قرآن ایمان می آورید و منکر بخش دیگر می شوید؟!
ساده ترین مثال این عده را مولوی در مثنوی معنوی خود ذکر کرده است. او در بخشی از کتاب خود، پرخورانی که آیه «کُلُوا»؛ بخورید را دست آویز پر خوری مدام خود قرار داده اند را مخاطب قرار می دهد و به آنها می گوید: «چون کُلُوا خواندی بخوان لا تُسرِفُوا»(7) یعنی همان خدایی که بخورید را گفته است؛ اسراف نکنید را هم گفته است. چرا فقط به همان بخشهایی می چسبید که به میل شماست؟
متاسفانه کم نیستند کسانی که به حکمی از احکام قرآن، ارادت دارند و عامل به آن هستند؛ اما در برابر حکم دیگری که همین قرآن عزیز می گوید اظهار کم لطفی کرده و یا کاملا بی توجه هستند. در این گروه می توان به بانوان مسلمانی اشاره کرد که نماز را به عنوان حکمی از احکام قرآن قبول داشته و آن را اقامه می کنند اما در برابر حکم حجاب که آن هم دستوری از دستورات قرآن کریم است بی توجه هستند و در رعایت آن دقت لازم را ندارند.
بر این اساس اگر خواسته باشیم مشمول شکایت قرآن نشویم، لازم است به این دو امر مهم توجه جدی داشته باشیم:
1- از تفسیر به رأی و معنا کردن قرآن، خارج از روش شناخته شده علمی جدا پرهیز کنیم که رسول خدا صلی الله علیه و آله در این باره فرمود: «مَنْ فَسَّرَ الْقُرْآنَ بِرَأْیِهِ ِ فَلْیَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ النَّارِ»؛ هر کس قرآن را تفسیر به رأی کند (از اصول و قواعد تفسیر بهره نبرد) جایگاه او پر از آتش خواهد شد. (8)
2- باید بدانیم؛ ایمان و عملی نجات بخش است که با تمام قرآن، هماهنگ باشد. از این رو برداشته های برشی و مقطعی از قرآن کریم، بی توجهی به ناسخ و منسوخ، مطلق و مقید، عام و خاصی که در این کتاب آسمانی وجود دارد باعث گمراهی خود و دیگران می شود.
از مواردی که در دادخواست قرآن کریم مطرح است و می توان آن را در روایات دیگر ملاحظه کرد؛ شکایت از بی اعتنایی به این کتاب عظیم الشأن الهی است.
امام صادق علیه السلام فرمود: یکی از شاکیان قیامت «مُصْحَفٌ مُعَلَّقٌ قَدْ وَقَعَ عَلَیْهِ غُبَارٌ لَا یُقْرَأُ فِیه»(9) قرآنی است که در طاقچه های قدیم و کتابخانه های شیک امروزی خاک می خورد و خوانده نمی شود تا چه رسد به عمل.
کارکردهای قرآن کریم در بین برخی قرآن داران
اگر نگهداری قرآن، تنها برای تزیین خانه و تکمیل کتابخانه و بی توجهی به خواندن و عمل به آن، قرآن را شاکی می کند، بی شک برخی از رفتارهای رایج امروزی هم می تواند بندی را در شکایت نامه قرآن به خود اختصاص دهد. رفتارهایی مانند:
1. قرآنداری، تنها برای قرار دادن پول عیدی در میان آن و اعطای مقدس مآبانه آن به دیگران.
2. قرآن داری، تنها برای عبور دادن مسافر و یا کسی که دارد به جای مهمی مانند جلسه کنکور می رود از زیر آن.
3. قرآن داری، تنها برای شروع زندگی مشترک که در این بند می توان به این موارد اشاره کرد: ذکر «یک جلد کلام الله مجید» در کنار «شاخه نبات» مهریه و نیز قرار دادن آن در سفره عقد و همچنین باز کردن و نگاه کردن به آن در هنگام اجرای صیغه نکاح و بس.
4. برخی هم گمان می کنند که قرآن تنها وسیله ای برای استخاره است و در عمل تنها استفاده ای که از این کتاب هدایت می کنند هم همین است.
این رفتارهای حاشیه ای وقتی مذموم هستتند که افراد در آنها متوقف شوند و از پرداختن به تلاوت و عمل به دستورات قرآن باز بمانند و قرآن را در این بخش مهم به تعطیلی بکشانند.
قرآن کتاب هدایت نوع بشر تا به قیامت است. رسول خدا و امامان معصوم علیهم صلوات الله تمام سعی تلاششان این بود که این دستور زندگی و اکسیر سعادت را به مردم آموخته و طعم خوش آن را به جان انسانها بچشانند. دور از انتظار نیست که قرآن از رفتارهای صرفا حاشیه ای ما شاکی شود و از اینکه به خواندن و عمل کردنش توجهی نمی کنیم به پیشگاه عدل الهی شکایت برد.
پی نوشت ها:
1. نام كامل كتاب «تفصیل وسائل الشیعة إلى تحصیل مسائل الشریعة» است. این كتاب اثر محدث بزرگ و علامه محقق، شیخ محمد بن حسن حُر عاملى از علماى بزرگ و از فقهاى برجسته شیعه در قرن یازدهم هجرى است که در مدت بیست سال به رشته تحریر درآمده است.
2. این بخش در برخی کتابهای روایی مانند الخصال شیخ صدوق (ره) ج1 ص175، « حَرَّقُونِی » به معنای «آتش زدند مرا» آمده است که در این صورت، جنایت قرآن سوزی آل سعود و آل خلیفه در بحرین از روشن ترین مصادیق این روایت شریف خواهد بود.
3. تحریف دو گونه است: تحریف لفظی و تحریف معنوی. بر اساس ادله عقلی و نقلی، الفا0قرآن کریم از تحریف مصون مانده و خواهد ماند؛ اما نه تنها دلیلی بر مصونیت قرآن از تحریف معنوی وجود ندارد بلکه واقعیت خارجی نشان می دهد که معانی قرآن کریم به دست افراد سود جو مورد تحریف قرار گرفته است.
4. تاریخ تاریخ ابن خلدون ج1 ص637
5. یوسف علیه السلام /40
6. نهج البلاغه / خطبه 40
7. مثنوی معنوی، دفتر پنجم، بخش59
8. عوالیاللآلی ج4 ص10
9. الخصال ج1 ص142
امید پیشگر
مرضی به نام روزمرگی
زندگی چیزی نیست که لب طاقچه عادت از یاد من و تو برود.
انسان گرفتار روزمرگی با مرگ خلاقیت مواجه است. تکرار مکررات و پیاده سازی کارهای هر روزه مانعی برای بروز ایدههای نو خواهد شد و کسی که توانایی آفرینش را از دست بدهد به افسردگی و تنهایی دچار میشود.

کمتر کسی در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم یعنی زمانی که انقلاب صنعتی با اختراع ماشین بخار خود را به دنیا نشان داد تصور میکرد این انقلاب تا این حد بر ریزترین ابعاد زندگی بشر تأثیرگذار شود. این انقلاب به مرزهای انگلستان و اروپا محدود نشد و مناطق دیگر جهان با سودای پیشرفت شروع به تقلید و رهروی از غرب کردند.
بر اساس یک اصل کلی هر اقدامی فارغ از بدی یا خوبی اثراتی به همراه دارد. انقلاب صنعتی نیز از این اصل جدا نماند و آثار مخرب آن به دنبال اثرات مثبتش خود نمایی کرد. از دیدگاه جامعه شناسی یکی از آثار منفی صنعتی شدن زندگی انسانها روزمرگی است.
کارشناسان از نشانههای روزمرگی را فردگرایی و تنهایی میشمرند، بلایی که امروزه گریبان گیر زندگی مردم غرب است. اتکای بیش از حد به نیروی فردی و از طرفی دیگر وجود رقابت شدید برای زنده ماندن و گرفتن فرصتهای برتر از دلایل این پدیده دانسته شده است. فردی که در جامعه مدرن فعالیت میکند باید طبق شرایط خاص اجتماعی که عمو ما تحمیلی هستند برای بقا تلاش کند.
«استخاره» از جمله مباحثی است که با همه روشنی آن بعضاً افراد در آن دچار اشتباه می شوند و راه و چاه را از هم تشخیص نمی دهند. در این نوشتار می کوشیم مقصود از این موضوع را در معارف اسلامی معین نماییم.

«استخاره» در لغت به معنای «طلب خیر» کردن از خداوند متعال است و این طلب خیر کردن با توجه به باورهای مقدماتی و بنیادین در مورد توحید، جایگاه حقیقی خود را پیدا می کند. یعنی طلب خیر کردن از کسی که تمام خیر به دست اوست و هیچ کس جز او مالک هیچ خیری نیست. همچنان که رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) می فرمایند: اللهم لایأتی بالحسنات إلا أنت و لایذهب بالسّیئات الا انت و لاحول و لاقوة الا بالله العلیّ العظیم؛ بار پروردگارا جز تو کسی نیکی ها را محقق نمی کند و گناهان را از بین نمی برد و هیچ تغییر و تبدیل و هیچ نیرو و توانی نیست جز بوسیله خداوند بلندمرتبه و بزرگ.
بر همین اساس استخاره در این معنا که معنای حقیقی آن است از مهمترین توصیه های دینی است که به میزان انجام آن بر توکل و ایمان آدمی افزوده می شود و توحید و اعتقاد به یگانگی و وحدانیت الهی در انسان رشد می نماید. چرا که طلب خیر از مبدأ خیر در هستی نشان از آن دارد که جز او نمی تواند خیر را برای آدمی رقم بزند و همه ابزارهای دیگر تنها وسایل تحقق اراده الهی اند.
(لقمه حرام زیر ذره بین-2)
فرهنگ اسلام، فرهنگ پاکیزه پروری و حلال خوری است. دقت در آیات و روایات ما را بر آن می دارد که در نوع و راه کسب اموالی که در طلب آنها شب و روز در تلاشیم دقت و تامل ویژه ای کنیم تا مبادا آنچه به دست می آوریم مصداق مال یا همان لقمه حرامی باشد که عتاب و عقاب ویژه ای را به خود اختصاص داده است. آنچه در ادامه می آید نمونه ای از آیات و روایاتی است که ما را به دقت در کسب حلال و جدیت در پرهیز از کسب حرام، ترغیب و تشویق و گاهی هم تهدید می کنند.

در آیه 24 سوره عبس می خوانیم: «فَلْیَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلى طَعامِهِ»؛ پس انسان باید با دقت در خوراكش نظر کند.
برخی از مفسران معتقدند كه منظور از نگاه كردن به مواد غذایى، این است كه انسان هنگامى كه بر سر سفره مىنشیند دقیقا بنگرد این غذایی که در پیش روی اوست؛ خودش یا دیگری از چه راهى تهیه كرده است؟ حلال یا حرام؟ مشروع یا نامشروع؟(1)
نظر علامه امینی پیرامون مختار

صاحب الغدیر در ضمن تجلیل فوقالعاده از مقام مختار، هدف قیام او را چنین بیان میکند: «... و همانا نهضت او مقدس نبود مگر برای اقامه عدل یا ریشهکن کردن ملحدان و براندازی اساس ظلم و ستم امویان...».
علامه امینی صاحب الغدیر در دفاع از شخصیت مختار میگوید: هر که با دیده بصیرت و تحقیق بر تاریخ و حدیث و علم رجال بنگرد؛ در مییابد که، مختار، از پیشگامان دینداری و هدایت و اخلاص بوده است. و همانا نهضت مقدس او تنها برای برپایی عدالت به وسیله ریشهکن کردن ملحدان و ظلم امویها بود.
و به درستی که، ساحت مختار از مذهب کیسانی به دور بود. و نسبتها و تهمتهای ناجوانمردانهای که نسبت به او دادهاند، حقیقت ندارد و بیجهت نیست که ائمه هدی و سروران ما مانند امام سجاد(علیهالسلام) و امام باقر(علیهالسلام)، به گونهای بسیار زیبا، او را مورد ستایش قرار دادهاند و همیشه خدمات او در نزد اهل بیت(علیهم السلام) مورد تقدیر و تشکر بوده است.
علامه بزرگ مرحوم امینی، در ضمن تجلیل فوقالعاده از مقام مختار، هدف قیام او را چنین بیان میکند: «... و همانا نهضت او مقدس نبود مگر برای اقامه عدل یا ریشهکن کردن ملحدان و براندازی اساس ظلم و ستم امویان...»
علامه امینی، اسامی علمای بزرگ شیعه که در مدح و تعظیم و تجلیل مختار سخن گفتهاند، یادآور میشود و میگوید: اسامی آن دسته از علمای اعلام که در تنزیه و بزرگداشت او سخن گفتهاند عبارتند از:
۱/ جمال الدین ابن طاووس، در رجالش.
۲/ آیت الله علامه حلی، در خلاصه.
۳/ ابن داوود، در رجالش.
۴/ فقیه بزرگوار، ابن نما که کتابی مستقل در شخصیت مختار نوشته است. ذوب النضار.
۵/ محقق اردبیلی، در حدیقهی الشیعه.
۶/ صاحب معالم، در تحریر طاووسی.
۷/ قاضی نوراله مرعشی، در مجالس.
۸/ شیخ ابو علی، در منتهی المقال.
آیتالله خویی نیز درباره مختار اعتقاد دارند که اخبار و روایات در مدح و ستایش مختار، قویتر از روایاتی هستند که در ذم مختار بیان شدهاند و از بعضی روایات روشن میشود که قیام مختار با اذن خاص امام سجاد(علیهالسلام) بوده است.

۹/ علامه مامقانی، در تنقیح المقال.
10/ محدث قمی، در منتهی الآمال.
۱۱/ آیت الله خویی، در معجم رجال الحدیث.
۱۲/ استر آبادی، در حاشیهای بر منهج المقال.
۱۳/ مرحوم سید مصطفی، در نقد الرجال.
۱۴/ سید یوسف بن محمد، در جامع الاقوال.
۱۵/ حاج ابراهیم الخوئی، در ملخّص المقال.
۱۶/ سید حسین بروجردی، در منظومه رجالیّهاش به نام زبدهی المقال.
۱۷/ حاج ملا علی یاری تبریزی، در شرح منظومه فوقالذکر به نام بهجهی الآمال.
۱۸/ حاج میرزا حبیب الله خوئی، در منهاج البلاغه، شرح نهجالبلاغه.
این بزرگان، همه بر نزاهت و قداست و پاکی و علو مقام و جلالت قدر مختار بن ابیعبید ثقفی اتفاق نظر دادند و همه یک صدا میگویند: مختار از سابقین اخبار است.
زیارت نامه مختار
علامه امینی راجع به زیارتنامه مخصوص مختار مینویسند: او در بزرگی و عظمت به مقامی نائل شده که شیخ عالیقدر شیعه، شهید اول در کتاب مزار خود زیارتی خاص برای او نقل کرده است که با آن زیارتنامه او را زیارت میکنند و در آن به شهادت بر رستگاری و پاکی و خیراندیشی او در ولایت اهل بیت(علیهم السلام) و اخلاص و اطاعت از خدا و محبت امام سجاد(علیهالسلام) و خشنودی رسول خدا(صلی الله علیه وآله) و امیرمومنان(علیهالسلام) تصریح شده است: و انه بذل فی رضا الائمهی و نصرهی العترهی الطاهرهی و الاخذ بثاره مو همانا او (مختار) در راه خشنودی اهل بیت و یاری خاندان پاک پیامبر و گرفتن انتقام خون شهدای آنان جانفشانی کرد.
آیتالله خویی نیز درباره مختار اعتقاد دارند که اخبار و روایات در مدح و ستایش مختار، قویتر از روایاتی هستند که در ذم مختار بیان شدهاند و از بعضی روایات روشن میشود که قیام مختار با اذن خاص امام سجاد(علیهالسلام) بوده است.
منبع :
سایت عصر شیعه
درجات بهشت بر اساس میزان عقل

آنچه در ذیل میآید متن کامل سخنان ایشان است:
حدیث جنود عقل و جهل
امام صادق (ع) میفرماید: خداوند عقل را آفرید که اولین مخلوق خدا از مجموعه مخلوقات روحانی حضرت حق بود و آن را از سمت راست عرش خود و از نور خود خلق کرد، پس به آن گفت رو کن و عقل رو کرد و سپس به آن گفت پشت کن، پس عقل پشت کرد. خداوند فرمود من تو را مخلوق عظیمی قرار دادم و بر تمام مخلوقاتم برتری دادم.
امام صادق (ع) در ادامه میفرماید: سپس خداوند جهل را از دریایی ظلمانی خلق کرد و به آن فرمود پشت کن، پشت کرد و سپس فرمود رو کن اما روی نیاورد. خداوند فرمود تو استکبار ورزیدی، سپس خداوند او را لعنت کرد، آنگاه برای عقل 75 لشکر قرار داد و وقتی جهل مشاهده کرد خداوند چگونه عقل را کرامت بخشیده، عداوت و دشمنی او را در دل گرفت، جهل گفت خدایا این عقل هم مخلوقی است مثل من، او را خلق کردی و کرامت و قوت دادی، من هم مانند او هستم پس مرا نیز به همان مقدار لشکر مجهز کن، خداوند قبول کرد و سپس فرمود اگر بعد از این عصیان بورزی من تو و لشکر تو را از رحمت خودم خارج میکنم و سپس به آن 75 لشکر عطا کرد.
چگونه میتوانم مؤمن باشم

مومن کسی است که به خدا و انبیای الهی بویژه آخرین آنها حضرت محمد مصطفی (ص) و اوصیای آن حضرت، ائمه هدی (ع) ایمان داشته و در حدّ توان عامل به دستورات آخرین دین خدا باشد؛ و اگر گناهی از او سر زد سریعاً توبه نماید. برای مومنین بسته به قوّت ایمانشان در اعتقادات و میزان پایبندیشان به دستورات دینی در عمل، درجات فراوانی است که در کتب اخلاقی و عرفانی به آنها پرداخته می شود.
به عبارت دیگر مومن یعنی مسلمان کامل؛ کسی که به تمام آنچه خدا وپیامبر امر کرده است, تسلیم و پایبند باشد. خداوند مسیری را معین کرده که در ادامه رسالت پیامبر (صلی الله علیه و اله) باید به آن مسیر ملتزم بود و تبعیت از امامت ائمه معصومین (علیهم السلام) در ادامه رسالت پیامبر (صلی الله علیه و اله) ملاک حق وباطل است و هر کسی در این مسیر قرار گیرد مومن است و هر کسی در این مسیر نباشد مومن نیست. پیامبر اکرم (ص) فرمودند: علی مع الحق والحق مع علی ... علی علیه السلام محور و مدار حق است و هر جا علی باشد حق آنجاست. (بحارالانوار, ج 38ص 26تا 40)
در انتها بعضی از صفاتی که برای مؤمنین درآیات و روایات بیان شده است را آورده ایم که می توانیم به وسیله آنها درجه ایمان خود ارزیابی کنیم.
خبر درگذشت یک استاد بی نظیر

حجت الاسلام والمسلمین محمد مهدی مهندسی از اساتید برجسته عرفان و فلسفه حوزه علمیه قم دار فانی را وداع گفت. استاد مهندسی که بر اثر عارضه قلبی چند روز در بیمارستان کسری تهران بستری بود بعد از ظهر دیروز در گذشت.
تبیان این ضایعه عظیم را خدمت خانوداه محترم ایشان و جامعه علمی کشور تسلیت عرض کرده برای روح متعالی ایشان از درگاه خداوند باری تعالی طلب عفو و مغفرت داریم.
ایشان شخصیت منحصر به فردی داشتند مهربان بودند و صمیمی فروتن و خاشع ، هنگامی که وارد کلاس درس می شدند با خود دنیایی از صفا و صمیمیت را می آوردند چنان بی ریا و ساده مفاهیم والای دین را مطرح می کردند که تا عمق وجود افراد رخنه می کرد ، با آن مرتبه علمی خضوعی داشتند بی نظیر ، بسیاری از دانشجویانی که با مسائل مذهبی غریبه بوده و حتی حاضر نبودند نامی از دین ببرند چنان جذب شخصیت روحانی و با عظمت ایشان می شدند که سراپا شوق شده و همانندی ایشان را در کنه وجود خود آرزو می کردند، در طی سال ها شاگردی ایشان کسی را ندیدم که شیفته شخصیتشان نباشد .
راههای بیشمار خداشناسی!
در مقاله پیشین به بررسی براهین خداشناسی و مهمترین آنها یعنی برهان صد یقین پرداختیم. در این مقاله به بررسی برخی دیگر از براهین اثبات خداوند میپردازیم که از نظر فهم آنها آسانتر و سهلتر خواهد بود.

حرکت به سوی اثبات او!
در گذشتههای دور، ارسطو فیلسوف یونانی برای اثبات خداوند به برهانی توسل جست که بر همان حکمت نام دارد. ارسطو اثبات میکند که محرک نخستینی وجود دارد که حرکت را در عالم ایجاد کرده است.
آن محرک اولینی همان خدای ارسطوست! این محرک خودش غیر متحرک است و اگر نه مشکل دور یا تسلسل اجتناب ناپذیر خواهد بود. ارسطو در این برهان چند مقدمه را به عنوان اصل و مبنا میپذیرد:
1- حکمت یعنی حرکت به معنای ارسطویی که حرکت در کم و کیف وأین است. یعنی در اجسام و موجودات تغییر در کیست و کیفیت و مکانشان رخ میدهد که همان حرکت است.
2- هر متحرکی در حرکت خود به محرّک نیازمند است و نمیشود بدون آن حرکت کند.
3- بطلان دور و تسلسل
4- محرک و متحرک همواره همراه یکدیگر هستند.
همان گونه که انسان، خاک نيست، بلکه از خاک آفريده شده، شيطان نيز آتش نبوده، بلکه از آتش آفريده شده است و همان گونه که خاک مي تواند به انسان، آسيب برساند، آسيب رساندن آتش به شيطان نيز موضوعي محال و دور از ذهن نيست، چنان چه نمونه هاي بسياري وجود دارد که موادي با منشأ يکسان، بر يکديگر تأثير منفي گذاشته و به آنان آسيب مي رسانند و نيز ويژگي هاي برخي مواد، با اندک تغييري در آن، کاملاً برعکس خواهد شد.

فرد به ظاهر دانشمندي در جلسه اي که بهلول عاقل در آن شرکت داشت، اين مسئله را مطرح نمود. مدتي بعد بهلول، پيشاني آن مرد را با کلوخي هدف قرار داده و سر او را مجروح و خون آلود نمود و در پاسخ اعتراض او بيان داشت که آيا مگر اين کلوخ از خاک نيست و آيا مگر تو از خاک آفريده نشدي؟! اگر آتش نمي تواند آتش را بسوزاند، پس خاک چگونه مي تواند به خاک آسيب برساند؟[1]
(ماجرای فطرس و شبهات آن – 1)

هنگامى كه حسین علیهالسلام به دنیا آمد، جبرئیل علیهالسلام مأمور شد بر رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل شده و میلاد حسین علیهالسلام را به وى تهنیت گوید. جبرئیل در راه فطرس را ملاقات کرد. فطرس دست به دامان جبرئیل شد تا کاری برای او کند. (فَعَاذَ بِجَبْرَئِیلَ)
او گفت: من مأموریت دارم تا به محضر محمّد صلی الله علیه و آله شرفیاب شوم و او را به فرزندى كه برایش متولّد شده تهنیت گویم؛ اگر میخواهی تو را هم با خود نزد او ببرم. فطرس پذیرفت و جبرئیل او را حمل کرده و در مقابل رسول خدا صلی الله علیه و آله بر زمین نهاد. فطرس با تكان دادن انگشت خود به آن حضرت التماس کرد تا مشکل او را حل کند. رسول خدا صلی الله علیه و آله به وى فرمود: بالِ خویش را به حسین علیهالسلام بمال! او بالش را به حسین علیهالسلام مالید و به آسمان عروج کرد (اِمْسَحْ جَنَاحَكَ بِحُسَیْنٍ فَمَسَحَ جَنَاحَهُ بِحُسَیْنٍ فَعَرَجَ) (1)
داستان فطرس تنها منحصر به این نقل نیست و میتوان قصه او را در نقلهای دیگری که از نظر محتوا نزدیک به هم هستند نیز ملاحظه کرد. در روایتی که مرحوم صدوق(ره) نقل میکند(2) گفتگویی بین فطرس و رسول خدا صلی الله علیه و آله هم وجود دارد که چنین است:
روایات این کتاب به موضوعات گوناگونی پرداخته اند که یکی از آن موضوعات، ماه رجب و اعمال مستحب در آن به خصوص روزه است. در این نوشتار برآنیم تا نگاهی به روایات مربوط به ماه رجب در این کتاب ارزشمند بیندازیم و سعی کنیم ماه رجب را از منظر پیشوایان معصوم علیهم السلام ببینیم و با رهنمودهای آنها از این ماه پر برکت بهره مند شویم.
از اواخر قرن سوم هجری روشی جدید برای انتقال علوم و معارف در میان دانشمندان اسلامى ظهور كرد كه آن را فن «امالى» نامیدند. امالى جمع املاء است که امروزه آن را دیكته می گویند. روش کار در املاء به این صورت بوده است که یكى از اساتید و دانشمندان بزرگ در انجمنى سخنرانى می كرد و دیگران که نوعا شاگردان او بودند سخنان او را نوشته و به صورت کتابی جمع آورى می كردند که به این کتابها امالى گفته می شود.
یکی از این کتابها، امالى عالم بزرگ شیعه، مرحوم صدوق است. این حدیثدان و روایت شناس نامدار اسلامی كه در قرن چهارم هجری می زیسته است در جلسههاى متعددى متن احادیث را همرا با سلسله سند از حفظ و به شکل سخنرانی برای دیگران املاء(دیکته) می كرده و شاگردان هم به ثبت و ضبط آنها می پرداختند. حاصل آن جلسات پربار علمی، کتابی شد که به امالی شیخ صدوق(ره) نام گرفت.
چگونگی تشخیص خواست خدا
چگونه میتوانیم تشخیص دهیم کاری را که انجام میدهیم خواست خدا هست یا نه؟
راه یافتن به آنچه خداوند متعال از آدمی در امور مختلف خواسته است، کاری بسیار مهّم، ظریف و دقیقی است که حتی می توان آن را مهم ترین کار انسان دانست. زیرا اساساً هدف از خلفت بشر، بندگی و عبودیّت برای خداوند متعال است.
از آنجایی که خداوند این عالم حکیم است و خواسته هایش مطابق با داده ها و به تناسب داشته های بشر است، اگر از ما امری را درخواست نموده است، قطعاً راه دستیابی به آن را نیز برای ما قرار داده است. آری پروردگار این عالم پیامبرانی را برای خواسته هایش تعیین نموده و به سوی ما فرستاده است. امام کاظم علیه السلام به هشام فرمودند: ای هشام! بدرستیکه خداوند متعال دو حجت را برعلیه مردم قرار داده است، حجتی آشکار و حجتی در باطن. امّا حجت ظاهری انبیای الهی و ائمه علیهم السلام هستند و حجت باطنی همان عقول انسان هاست.1 این بیان کننده ها در دو حیطه به توضیح خواسته های الهی می پردازند. یکی در درون آدمی و دیگری در بیرون از ذات آدمی است.
جمن ها و یا معنویت های نوین برای دستیابی به اهداف خود از شیوه هایی مختلف و متعدد استفاده میکنند، به این بیان که هر فکر و عقیده ای که بخواهد جای خود را در بین مردم یک منطقه باز کند، می بایست؛ برای تبلبغ خود حرکتی مؤثر داشته باشد.
امروزه وقتی کالایی جدید به بازار می آید، در ابتدا تبلیغات گسترده و فراوانی را از آن کالا شاهدیم، تا این کالا را برای مردم معرفی کرده و بشناسانند.
در مورد عرفان های نوظهور نیز کار به همین شکل پیش می رود، یعنی آنها هم برای پذیرش مردم نسبت به خود نیاز به تبلیغ دارند.
لزوم بصیرت بخشی در مداحی
حضرت آیتالله العظمی خامنهای در دیدار مداحان اهلبیت عصمت و طهارت با ایشان، حرفه مداحی را «زیبا»؛ «ظریف» و «موثر» دانستند و بر ضرورت مطالعه و انس با قرآن و احادیث توسط جامعه مداحان، تاکید فرمودند.

در روزهای مبارک رجب و شعبان و متعاقب آن رمضان مجالس مذهبی اعم از مولودی و جشن تا اقامه عزا و احیا در جامعه اسلامی ما برپا می گردد.یکی از از ارکان اصلی چنین مراسمی مداحان اهل بیت هستند که نقش اساسی در ترویج فرهنگ دینی میان آحاد ملت دارند. از نگاه سیاسی در جامعه اسلامی مداحان نه تنها وظیفه برپایی مراسم و ذکر اهل بیت را دارند بلکه می بایست به ترویج اهداف متعالیه ای که اهل بیت برای آن قیام و مجاهدت کنند اقدام نمایند.این متن در واقع به تبیین و تریح فرمایشات مقام معظم رهبری درباره وظایف مهم سیاسی و اجتماعی مداحان در جامعه اسلامی می پردازد.
حضرت معظمله، «انتخاب شعر»؛ «آهنگ» و «صوت خوب» را ضروری مداحی دانستند و در این زمینه به مداحان شریف، توصیهها و سفارشهایی فرمودند. یکی از سفارشات حضرت ایشان، درست انتخاب کردن اشعار و معنوی بودن آنهاست. متاسفانه در سالهای اخیر، مشاهده میشود در مداحیها، برخی اشعار به کار میرود که نهتنها مدح و ثنای ائمه اطهار علیهم السلام نیست، بلکه – العیاذ بالله – نوعی بیحرمتی به آن بزرگواران نیز محسوب میشود. گفتن از ابرو، چشم، موها و قد و خال و... ائمه معصومین صلواتالله علیهم در اشعار نه فضیلت مهمی برای آن حضرات محسوب میشود که زیباترین و دلرباترین چهرههای انسانی را داشتهاند و نه حظی به شنونده عمیق میبخشد.

مسئله رجعت نیز همانند دیگر مسائل مهدویت ممکن است دچار شبهههایی شده باشد. سؤالات و یا شبهاتی که در این زمینه مطرح است، اگر به درستی پاسخ داده نشود، ممکن است انحرافاتی را در جامعه پدید آورد.
اولین شبههای که ممکن است وجود داشته باشد،این است که آیا احتمال نمیدهید کافرانی که به دنیا باز میگردند، توبه کنند و یا مؤمنان از راه مستقیم منحرف شوند؟ در پاسخ باید گفت بنا بر حدیثی که رجعت را در مورد فرد مؤمن اختیاری میداند، مؤمنی که احتمال میدهد در رجعت از راه مستقیم به بیراهه کشیده شود، میتوانند به دنیا باز نگردد. در این حدیث آمده است: مفضل بن عمر میگوید: در محضر امام صادق علیه السلام از حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف صحبت شد و از افرادی که عاشقانه انتظار ظهور او را میکشند و پیش از نیل به چنین سعادتی از دنیا میروند. حضرت فرمود: هنگامی که حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف قیام کند، مأمورین الهی در قبر با اشخاص مؤمن تماس میگیرند و به آنها میگویند: ای بنده خدا! مولایت ظهور کرده است، اگر میخواهی به او پیوندی، آزاد هستی و اگر بخواهی در نعمتهای الهی متنعم بمانی، باز هم آزاد هستی».1
در مورد توبه کافر نیز باید گفت، این مسئله امر بعید و غیر ممکنی است؛ زیرا ظلم چنین با سرشت و آمیخته است که گویی جزء ذات او شده و توبه در مورد او غیرممکن است.
چنانچه قرآن در جواب آنهایی که تقاضای بازگشت دارند، میفرماید: «وَ لَوْ رُدُّواْ لَعَادُواْ لِمَا نُهُواْ عَنْهُ »؛ «اگر باز گردند دگر بار همان اموری را که از آن نهی شدهاند، انجام میدهند»
درمان ضعف عملی در عبادات
شناخت عامل اصلی حرکت است. خمیر مایه ی عمل شناخت است. هسته ی مرکزی رفتار آگاهی است. از این رو در تقویت شناخت باید فکری کرد.

بعضی افراد علی رغم اعتقاد به حقانیت دین اسلام و اعتقادات و دستورات آن، در عرصه عمل ضعیفند، یعنی با وجود اینکه دستورات اسلام را حق می دانند، در مرحله عمل گرفتار تنبلی و یا بی توجهی می شوند. اعتقادات بهشان انگیزه و حرکت نمی دهد. این گونه نیست که وقتی صدای اذان به گوش می رسد میل و رغبت کنند به نماز خواندن و یا وقتی در جمعی قرار گرفتند که گناه آلود بود، عزم راسخ کنند بر خروج از آن. راه حل این مشکل کجاست؟ چطور می توان انگیزه عمل را در این افراد به وجود آورد؟
«اندیشه»
ای برادر تو همان اندیشه ای مابقی خود استخوان و ریشه ای
به این مثال دقت کنید:
اگر در زیر خانه ی شما گنجی پنهان باشد و شما از آن بی خبر باشید ممکن است منزل را با قیمت نازلی بفروشید. اما اگر از گنج عظیمی که در منزل شما وجود دارد، آگاه باشید حاضر نمی شوید آن را ارزان حراج کنید. چرا؟ چه چیزی باعث شد رفتارهای شما تفاوت کند؟ در یک صورت منزل را با قیمت ارزان می فروشید اما در صورت دیگر آن را با قیمت بالا نیز واگذار نمی کنید؟ چه عاملی سبب اتخاذ تصمیم های گوناگون شده است؟ بغیر از شناخت و آگاهی عامل دیگری شما سراغ دارید؟
در این مقاله ابتدا نگاه مختصری به برخی از آیات و روایات مربوط به صله رحم شده، سپس به بررسی و توضیح دقیق واژه صله رحم همت شده است. تا بحث صله رحم هر چند کوتاه اما به طور کامل ارائه شده باشد .

اهمیت صله رحم در اسلام به حدی است که می توان گفت جزء اولویت های بزرگ اسلامی است. هیچ راه نجاتی برای قاطع رحم وجود ندارد و برای صله کننده، مژده فراوانست. اسلام صله رحم را وسیله فزونی رزق و روزی، عامل بسیار موثر در افزایش عمر، پاک کننده اعمال و رفتار، آسان کننده سختی های مرگ، و موجب پاداشهای فراوان آخرتی و ... می داند. درباره صله رحم، هم در قرآن و هم در روایات سخن فراوانست. در قرآن می فرماید:
وَالَّذِینَ یَصِلُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ (رعد: 21)؛ و كسانی كه خدا آنچه را به پیوستن آن فرمان داده پیوسته می دارند و از خدایشان می ترسند.
سرزنش ، عقرب گزنده زهرآگین

هرگز دیگران را مورد سرزنش و ملامت خود قرار ندهید و از گرفتاری ایشان شادمان نشوید، چرا که خود نیز ممکن است روزی به یکی از مصائب گرفتار شده، دردمند و رنجور شوید.
اللهم، و اعذنی من شما نة الاعداء:1 «بار پروردگارا، مرا از سرزنش و شماتت و شادی دشمنان، و ذلت و خواری (در نزد مردم) و رنج و گرفتاری در کارها، حفظ نموده، پناهم بده».
یکی از بازوهای پر توان اختاپوس دهان و از آفات های گندزای زبان سرزنش، ملامت و شماتت مردم است.
آن دسته از مردم که دیگران را به سبب رنج، مصیبت و بلا، و گناه، لغزش و خطا مورد سرزنش خود قرار می دهند و از گرفتاری ایشان به هر شکل شادمان و خوشحال می شوند، مانند حشرات موذی، چون رتیل و عقرب های گزنده و زهر آلودی هستند که با نیش زبان خود، دل رنجور دردمندان و مصیبت دیدگان را به درد آورده، مرتکب گناه بزرگی شده اند، که به یقین به سبب این عمل زشت نیش زدن به دل غم بار مردم، و شماتت دیگران، به کیفر سختی در دنیا و آخرت گرفتار و معذّب خواهند شد.
از سوی دیگر، آن کسانی که دیگران را به سبب لغزش، بلا و گرفتاری مورد سرزنش و شماتت خود قرار می دهند، باید بدانید و آگاه باشند که هر انسانی در طول عمر خود، در معرض وقایع و حوادث بسیاری که قابل پیش بینی نیست قرار دارد، و هر لحظه ممکن است انسان عاجز و ناتوان به درد و رنج و بلایی گرفتار گردد، چرا که دنیا پر از درد، رنج و غم است و در یک جمله دنیا در سختی ها پیچیده شده است، و هر کسی به نوعی کم یا زیاد از آن سختی ها چشیده و کشیده، و یا اینکه در بقیه عمر خود سرانجام از آن می کشد و می چشد.
بار پروردگارا، مرا از سرزنش و شماتت و شادی دشمنان، و ذلت و خواری (در نزد مردم) و رنج و گرفتاری در کارها، حفظ نموده، پناهم بده
بنابراین هرگز دیگران را مورد سرزنش و ملامت خود قرار ندهید و از گرفتاری ایشان شادمان نشوید، چرا که خود نیز ممکن است روزی به یکی از مصائب گرفتار شده، دردمند و رنجور شوید.
لذا کسی که دیگران را سرزنش می کند، مانند عقرب گزنده و زهرآلودی است که با فرو بردن زهر خود در جان مردم، جز درد، رنج و تلخ کامی چیزی به بار نخواهد آورد. بنابراین باید بترسیم از اینکه خود نیز روزی به واسطه سرزنش و شماتت مردم به نیش زهرآلوده ایشان با همه درد، رنج و مصیبتی که داریم تلخ کام تر شویم، زیرا هر کس به کسی نیش زند به مکافات عمل خود، به نیش زهرآلود دیگران به خاک سیاه خواهد نشست، و این رسم روزگار است و در آن خلافی نیست.
مرا بار غم بر دل ریش نیست که دنیا همین ساعتی بیش نیست2
امام سجاد، حضرت زین العابدین علیه السلام در دعاهای خود می فرماید:
اللهم و نعوذ بک من شماتة الاعداء: 3 «بار خدایا، پناه می برم به تو از سرزنش، شماتت و شاد شدن دشمنان از مصائب و گرفتاریی که به ما رخ می دهد.»
پی نوشت ها:
1- صحیفه سجادیه، دعای 47، جمله 119.
2- بوستان سعدی، باب دوم.
3- صحیفه سجادیه، دیای هشتم، جمله 8.

پوشش مناسب در راستای تکامل روحی زن بوده و او را کاملتر میکند و بد حجابی، حقیقت و شخصیت زن را تخریب کرده، وی را از لحاظ معرفتی و روحی ناقص میکند. مسأله حجاب (ستر و پوشش) بانوان در اسلام، حکمتها و فواید فراوانی به همراه دارد که هر کس به فراخور بینش و دانش خود، میتواند به آنها علم پیدا کند. در این مطلب یکی از حکمتهای مهم حجاب (پوشش زنان) از منظر عرفان نظری اسلامی مورد تحلیل قرار میگیرد.
نکته اول: در نگاه عرفان اسلامی، عالَم، نسخه باز شده انسان بوده و انسان، نسخه کوچک شده عالَم میباشد.
یعنی اگر عالَم و جهان آفرینش را جمع کنیم و به صورت شکلی خاص در آوریم به شکل انسان در میآید و اگر انسان را باز کنیم و به صورت تفصیلی، نگاهش کنیم به شکل عالَم و جهان آفرینش خواهد بود.
|
جهان انسان شد و انسان جهانی |
|
از این پاکیزه تر نبوَد بیانی |
دین و مهارتهای خویشتنداری جنسی (1)

دانشمندان، یکی از عوامل موفّقیت را برخورداری از توان «انتظار کشیدن» دانستهاند و بر این باورند که بدون این عامل، نمیتوان یک زندگی کامیاب را رقم زد. افرادی که توان انتظار کشیدن ندارند و نمیتوانند صبر کنند، کسانی هستند که هم لذتهای آنی و فوری را طلب میکنند و به آینده نمیاندیشند، و هم خواستههایشان باید فوراً ارضا شود. در حالی که زندگی موفّق، نیازمند صبر و گذشت از لذتهای آنی، برای رسیدن به لذّت پایدار آتی است.
افراد فاقد این توانایی، هر چند لذتهای آنی را به دست میآورند، امّا آینده و لذتهای پایدار آن را از دست میدهند. به همین دلیل، دانشمندان، توان انتظار کشیدن را عامل اساسی موفّقیت میدانند و در همین زمینه، از اموری همانند توان منع و بازداری، 1 به تأخیر انداختن ارضای خواسته 2 و مقاومت در برابر وسوسه، 3 یاد میکنند.
این نظریه پردازان، با آزمایشی که انجام دادند، نشان دادند کسانی که در کودکی، توان انتظار کشیدن و به تأخیر انداختن خواسته را آموختهاند، در بزرگ سالی، زندگی موفّقی داشتهاند و بر عکس، کسانی که فاقد چنین نیرویی بودهاند، در آینده، خلافکار و بزهکار شدهاند.
نکته جالبی که در این آزمایش به دست آمد، وجود روشهایی بود که کودکان، برای به تأخیر انداختن خواستههای خود و بالا بردن توان انتظار کشیدن، به کار برده بودند. همه آنها به نوعی (نقاشی کردن، بازی کردن، صحبت کردن با دوست خود و خوابیدن و...)، حواس خود را از موضوعی که باید نسبت به آن انتظار میکشیدند (مثل غذای خوش مزه، پس از یک گرسنگی طولانی)، پرت میکردند. توان انتظار کشیدن و قدرت بازداری از خواستهها، همان چیزی است که در ادبیات دین، تحت عنوان «تقوا» شناخته میشود؛ البته در سطحی بالاتر و متعالیتر.
غفلت ها از کجا ناشی میشود؟

کسانی که مواعظ و منابر علما و بزرگان دین را مسخره می کنند از خدا دور هستند، چون منبر و موعظه انسان را به خدا نزدیک می کند.
در کلام بسیاری از بزرگان دین دیده می شود که بیان کرده اند که دنیا هیچ ارزشی برای وقت گذاشتن برایش ندارد و در حقیقت به همان آیه ی قرآن خواهیم رسید که می فرماید : «وَما الْحَیَاةُ الدُّنْیَا إِلاَّ مَتَاعُ الْغُرُورِ »1. آری، دنیا متاع غرور و فریب است و بیش از آنچه فکر میکنیم توخالی و بیمحتواست و به گفته شاعر:
|
زنـدگـی نــقـطـه مرمــوزی نیست |
|
غیر تبدیـل شــب و روزی نیست |
|
تلخ و شوری که به نام عمر است |
|
راستی آش دهنسوزی نیست! |
در زندگی دنیایی هیچ چیز با ارزشی نمی توان یافت جز آنچه به جنبههای معنوی و ارزشهای انسانی منتهی میشود.
هدف از آفرینش من و تو چیست؟
نباید غافل باشیم که رسیدن به هر مقصدی، ابزار خاصی را می طلبد. شناخت مقصد اهمیت ویژه ا ی دارد؛ که آن که مقصد را بشناسد، مسیر و كیفیت حركتش با دیگران متفاوت خواهد بود؛ چرا كه می داند به هر منزلی و از هر راهی نمی توان رفت .

توجه ما به استعدادها و تواناییهای بیحد و اندازه مان كه همگی در حكم ابزار و وسایل زندگی و سیر و سفرمان است ، میتواند مقصد حقیقی را به من و تو بنمایاند .
تا وقتی خودت را و مبدأ و مقصدت را نشناسی، تا وقتی ندانی که از کجا آمدی و به کجا خواهی رفت، برای چه آمدی و برای چه خواهی رفت، سرگشته ای و حیران ...
واقعیت این است که یافتن گنجینه ای از اشیای گران قیمت، در بیابانی خشک و بی آب و علف تو را خوشحال نمی کند ، بلکه آن چه تو را شاد می کند و امیدواری و حیات را به تو ارزانی می دارد ، سهم ناچیزی از آب است و نشانی از راه .
پدر عرفان و نادره روزگار

محیالدین ابن عربی، از اعاظم عرفا و شیخ اکبر اهل طریقت است. بعضی او را مؤسس عرفان نظری و اولین کسی میدانند که اصول و قواعد عرفانی را نظم و ترتیب داده و بر برخی از آنها استدلالهای عرفانی اقامه کرده است.
ابن عربی در 17 رمضان سال 569 ق / 28 ژوئیه 1165 م تولد یافت و سالهای تحصیل خود را در اندلس سپری کرد. او در 17 سالگی گفتوگوی عجیبی با ابنرشد داشت و دیگر میان آن دو تا زمان انتقال خاکستر جسد ابنرشد به قرطبه، ملاقاتی اتفاق نیفتاد. ابنعربی جوان، در این تشییع جنازه شرکت داشت و به همین مناسبت ابیاتی را سرود که جهت و چهارچوب معرفتی فلسفه و معنویت اسلام را میتوان در آن اشعار ملاحظه کرد.
امام زمان را با معصیت نیازاریم!

مروری بر مباحث گذشته
بحث ما راجع به «حیا» بود، گفته شد یکی از بزرگترین مشکلات جامعه ما ترویج بیحیایی در سه رابطه دیداری، گفتاری و رفتاری است. عرض کردم که حیا یک موهبت الهی و غریزه انسانی برای انسان است و در روابط گوناگون فردی و اجتماعی نقش بسیار بزرگی دارد.
از اهالی مدین چه می دانید؟
اغلب فرهنگ نویسان ، جغرافی دانان و مفسّران ، «مَدْین» را نام شهرى مى دانند كه حضرت شعیب علیه السلام به سوى مردم آن برانگیخته شد . تركیب به کار رفته «اصحاب مدین»1 و «اهلمدین»2 در قرآن نیز این دیدگاه را تأیید مىكند . اما برخى آن را افزون بر شهر ، نام قبیله وى نیز دانسته اند . 3

گروهى از مورخان و مفسران مسلمان به پیروى از ابن اسحاق «مدین» را منسوب به مَدْین فرزند ابراهیم خلیل علیه السلام و ساكنان آن را از نوادگان و نسل وى، و گروهى نیز آنان را از نسل اسماعیل علیه السلام مى دانند.4 تأثیرپذیرى مورخان مسلمان به ویژه ابن اسحاق از منابع سریانى و یونانى در گزارش هاى مربوط به پیش از اسلام از یك سو و گزارش هاى عهد عتیق درباره مِدْیان و اشتراك آن با مواردى از روایت هاى قرآن در ارتباط با مَدْین از سوى دیگر مى تواند مؤیّد دخیل بودن واژه یاد شده و انتساب احتمالى آن به مدین بن ابراهیم علیه السلام باشد.
طلسم عظیمالقدر

حمد و سپاس مخصوص خدایی است که آگاه به نهانها و نیات انسانهاست و درود بی حد و انتها بر سید ممکنات و گل سرسبد خلقت حضرت محمد بن عبدالله (علیهالسلام) و آل طاهرین آن حضرت باد.

حضرت سجاد(علیه السلام) در یکی از نواهای خویش با پروردگار در صحیفه سجادیه پس از حمد و ستایش الهی ، درخواستهایی را از پیشگاه الهی مطرح نمودند. در این درخواستها درباره نماز و عبادات، وظایف مالی و صلهرحم، پرداخت صدقات و زكات و معاشرت با دیگران از خداوند متعال، توفیق عمل خواسته شده است . پس از این فرازها در دعا به این فراز میرسند كه توفیق بهترین اعمال را از خدا میخواهند.
درخواست بهترین اعمال در یکی از دعاهای امام سجاد (علیه السلام) علاوه بر اینكه انسان را آگاه ساخته و از فراموشی دور میكند، نوعی تبیین اولویت بخشیدن به كارهای خوب و اعمال نیك است.
قوی ترین پاک کننده اموال!
قرآن كریم پس از رسیدگی به اقوام و خویشاوندان، به رعایت حال همسایگان سفارش فرموده: «وَ الْجارِ ذِی الْقُرْبی وَ الْجارِ الْجُنُبِ»1 هم همسایه نزدیك و هم همسایه دور، هم خویش و هم بیگانه، از كسانی هستند كه ما موظف هستیم به آنها رسیدگی كنیم.

رعایت حقوق همسایگان در قرآن و بیانات ائمه اطهار(علیه السلام) مورد سفارش است و از آزار و اذیت آنان نیز به شدت نهی شده است.
رفتار دو همسایه با یکدیگر هم میتواند بسیار مفید و مؤثر باشد، و هم میتواند اسباب زحمت، نگرانی، دلخوری، آزردگی و حتی دشمنی را فراهم کند.
امیرالمؤمنین(علیه السلام) از رسول اكرم(صلی الله علیه و آله) نقل میفرماید: «ما زالَ جَبْریِیلُ یُوصِینِی بِالْجَارِ حَتَّی ظَنَنْتُ أَنَّهُ سَیُوَرِّثُه ؛ آنقدر جبرئیل به رعایت حال همسایه سفارش میکرد كه من گمان كردم برای همسایه نیز سهمالارثی قائل خواهد شد.»2
فرصت هایمان را دریابیم!

یك سال دیگر هم گذشت . لحظه به لحظه های عمرمان در حال سپری شدن است .
آیا تا به حال با خود خلوت کرده ایم و پیرامون چگونگی سپری کردن عمرمان اندیشیده ایم ؟!
آیا تا به حال به این نکته توجه کرده اید که در زندگی چه فرصت هایی را داشته ایم اما دریغا که به هدر رفته اند؟!
سخن پیرامون بهرهگیری از فرصتها
پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: «إِنَّ لِرَبِّكُمْ فِی أَیَّامِ دَهْرِكُمْ نَفَحَات»(بحارالانوار/ج68/ص221) در طول سال در تمام عمر یك لحظههایی پیش میآید ، نگذاریم که لحظه ها به هدر برود ، از آن ها استفاده كنید، نگذارید فرصتها از دست برود.امیرالمؤمنین در کلامی فرمودند : شب و روز در تو اثر میگذارند و در تو عمل می کنند ، تو هم یك چیزی از آنها بگیر.
نگذاریم شب و روز از ما بهترین ها را بگیرند و ما دستت خالی باشیم. «أن اللیل و النهار یعملان فیك ، و یأخذان منك ، ،فخذ منهما .» (غررالحكم/ص151)
امام صادق علیه السلام فرمود: «الْمَغْبُونُ مَنْ غُبِنَ عُمُرَهُ سَاعَةً بَعْدَ سَاعَةٍ» (وسایل الشیعه/ج16/ص94) مغبون كسی نیست كه زمینش ارزان شود یا سكهاش یا ماشینش کم شود ، كسی كلاه سرش رفته است كه ساعات عمرش آتش گرفته و چیزی در دست ندارد.
گامی برای دور شدن از بعد حیوانیت!

در مواردی در زندگی دیده می شود که گاه مسلمان مدعی اسلام به قرآن و آیات آن و آیاتی که با خواسته ها و منافع او در تضاد است، پوزخند میزند اما یهودی و مسیحی كه هیچ ایمانی به پیامبر خدا ندارند، هنگامی كه آیات قرآن را میشنوند و میفهمند كه كلام حق و كلام خداست، اشك از چشمان آنان جاری میشود و ایمان میآورند .
به راستی دلیل تحولات ایمانی چیست؟
اگر بدانیم كه قرآن بزرگترین هدیه الهی برای انسان است، میتوانیم بفهمیم كه قرآن در هر زمان و مكان مشخصی نازل میشد، آن زمان و مكان نیز شرافت پیدا میكرد.
امکان معرفت به اینكه قرآن در حقیقت تا چه اندازه فضیلت و مقام دارد برای همه افراد، یكسان نیست. به اعتقاد ما مسلمانان و به ویژه شیعیان، قرآن با هیچ چیز دیگری قابل مقایسه نیست. قرآن به اندازهای عظیم است كه امیرالمؤمنین (علیه السلام) در مقام توصیف قرآن تعبیراتی میفرمایند كه نشان میدهد با كلمات و تعبیرات نمیشود حقایق قرآن را درست بیان نمود : «إِنَّ الْقُرْآنَ ظَاهِرُهُ أَنِیقٌ وَ بَاطِنُهُ عَمِیقٌ لَا تَفْنَی عَجَائِبُهُ وَ لَا تَنْقَضِی غَرَائِبُهُ»1 این عظمت قرآن است كه اصحاب و یاران راستین پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) به آن اعتراف دارند.
آثار طبیعی، درسی برای خدا شناسی

نه سکونی، سبب توقف این نظم زیبا و بی نظیر می شود و نه شتابی بر هَمَش می زند. نه خورشید و ماه از هم پیشی می گیرند و نه شب و روز به شتابی از هم سبقت می جویند. نه باران از باریدن سر باز می زند و نه سبزه از روییدن باز می ماند؛ همه با هم چونان فرمانبردارانی هستند که شیفته دل، چشم به فرمانِ فرماندهی دوخته اند و دل به لطف او از دست داده اند.
با بیماری گناهان پاک می شود!

بیماری یکی از پدیده های ناخوشایند زندگی است که هر از چندی انسان ناچار است با آن مواجه شود و روزهای سخت آن را سپری کند. اما آنچه که پراهمیت است نحوه برخورد ما با این پدیده است.
همه ما ممکن است در زندگی خود با حوادث و رخدادهای متفاوتی برخورد داشته باشیم که برخی از آنها برایمان خوشایند و برخی دیگر ناخوشایند باشند. اما آنچه که مهم است نحوه تعامل ما با این حوادث و رخدادها است. چرا که ممکن است حوادث خوشایند زندگی با برخوردی نامناسب، نتایجی ناشایست داشته باشند و در مقابل رخدادهای ناخوشایند زندگی با تعاملی مناسب و شایسته، پیامدهایی پر برکت به بار آورند.
بیماری یکی از پدیده های ناخوشایند زندگی است که هر از چندی انسان ناچار است با آن مواجه شود و روزهای سخت آن را سپری کند. اما آنچه که پراهمیت است نحوه برخورد ما با این پدیده است.
حقیقتی شگفت درباره دو فاصله

اِنَّ الصَّفا وَ المَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللّهِ ...(بقره/158)
در حجّ، هفت بار و هر بار 378 متر، میان صفا و مروه، سعی میکنی و سعی یعنی به هروله رفتن برای کشف تجربهای هاجروار در دستیابی به آب حقیقت.
در کربلا نیز، ارباب، در یک سوی آرمیده و درست در 378 متر آن سویتر، عباس! و این یعنی چه؟!
نماز عشق را در فاصله رکن و مقام میخوانی و آنگاه آهنگ سعی میکنی، میان صفا و مروه، به یاد هروله هاجر کربلا، زینب – درود خدا بر او - از علقمه تا گودال قتلگاه.
دوباره به رکن، مقام، صفا، مروه، مشعر، عرفات و میقات بیندیش تا حقیقت نهفته در این کلمات را دریابی.
و مگر نه این است که در همیشهترین کتاب، صفا و مروه را "شعار "خوانده است، و هر شعار یعنی نماد و اشارتی به سوی یک حقیقت.
"رکن" حسین است و "مقام" عباس.
آرامگاه عباس "صفا"ست و آرامگه حسین "مروه".
شعائر حج را دانستی، حقایقش را نیز بدان. تو آنگاه حَجات مقبول افتد در طواف، که سعی صفا و مروه کنی در حقیقت، که زیارت بین رکن و مقام است و مگر نشنیدهای که گفتهاند حجّت زمان آنگاه که بیاید در بین رکن و مقام تکیه بر کعبه نهد و قیام بیآغازد مابین رکن و مقام.
آری! مقام عباس است و از آنجا که بگذری باید در عرفات به عرفان خویش پردازی، عرفه را پشت سر نهی تا شایسته قربانی کردن جان به جانان شوی آنگاه خود را از احرام درآور.
تو که شیعه ولایتی، بدان که زیارت عباس و عشق به عباس اگر نداشته باشی شیعهگری ندانی که در حجّ شیعه، رکن و مقام جایگاه خاص دارد و چنین است سعی صفا و مروه که اگر سعی صفا و مروه نکنی به مشعر نرسی و چون به مشعر نرسیدی در عرفات درنیایی و چون در عرفات نیایی، به معرفت نرسی.
آری حسین "ثار الله" است و عباس، ثار الولایه". عباس، آینه حسین است و حسین، آینه خدا و عباس، خدا را در حسین دید. و تو اگر طالب حقی، خدا را در این دو آینه بنگر.
شکوری
کدام آبزیان و دوزیستان حلال گوشتند؟

دسته ای از حیوانات که انسان آن را وارد چرخه غذایی خود کرده است حیواناتی اند که محل زندگی آنها یا همیشه درون آب است مثل ماهی ها و یا گاهی درون آب زیست می کنند (دوزیستان) مانند لاک پشت های آبی و مانند آن.
بخش از مردم جهان هر نوع و هر قسم از این موجودات را که بخواهند به دام انداخته و آن را می خورند و در این زمینه منعی هم برای خود قائل نیستند. این عده وقتی با منع و یا عدم همراهی عده ای دیگر روبرو می شوند طبیعیست که از طعم فوق العاده لذید سوپ قورباغه و از انرژی نهفته در خوراک کوسه و خرچنگ مثنوی ها بسرایند و تعریف ها کنند.
اما ما مسلمانان که به کاملترین دین الهی باور داریم و خود را موظف به رعایت دستورات آن می دانیم لازم است در این زمینه هم بر اساس احکام و دستورات تعالی بخش آن عمل کنیم. برای این کار ابتدا لازم است که بدانیم از نظر اسلام کدام نوع از این حیوانات حلال هستند و می شود آنها را خورد و کدام یک حرام هستند و نباید آنها را خورد.
اصول شرعی و عرفی میهمانی
«ضیافت» و داشتن دستی باز و سفرهای گشوده و عطایی پیوسته و مهمانداری و مهماننوازی، از نشانهها و جلوههای این روحیه فتوت و جوانمردی است.
معاشرتها و رفتوآمدها، گاهی به صورت «مهمانی» است. این موضوع، دو جنبه و دو طرف دارد: یکی آنکه مهمان میکند، دیگری آنکه مهمان میشود و هر کدام را آداب و روش و حد و حدودی است.
پرهیز از اسراف و ریا

درست است که از نعمت الهی باید بهره گرفت، اما با حفظ حد و مرز ارزشی آن: فراتر نرفتن از مرز اعتدال و انجام دادن آن کار به صورتی خردمندانه و شرعپسند و عرفپذیر!
گاهی اصل مهمانی دادن، ریاکاری است. گاهی نوع غذا و محل اطعام و کیفیت سفره چیدن، تظاهر و خودنمایی است. گاهی مهمانهای خاص و مدعوین، شایسته اطعام نیستند یا با انگیزههای ریاکارانه و حسابگرانه و مصلحتاندیشانه دعوت میشوند.
همه اینها نارواست و هدر دادن نعمتهای الهی.
5 مرحله مهم در دعا

دعا بر سه گونه است:
1. وسیلهای هنگام شکستن وسیلهها و کلیدی پس از به کار گرفتن و از کار افتادن کلیدهای دیگر .
آنها که از تمام وسیلهها و امکاناتشان استفاده کردهاند و در راه ماندهاند، اینها که به وسیله سازی معتقد شدهاند و به نظام آفرینی پیوند خوردهاند، اینها در یأسشان امید هست همان طور که در امیدشان یأس. چون دیدهاند که چگونه امیدها و بتها را میشکنند و دیدهاند که چگونه در یأسها و تنهاییها یار میسازند و امیدها میآفرینند .
و اینها بر همین اساس، به آنچه امید ندارند امیدوارترند. چون امیدها و بتها 1 قطعا شکسته میشوند، اما آنچه بدان امیدی نیست، شاید باری بیاورد .
و این است که میگویند :
«کُنْ لِمََا لاتَرْجُوا أَرْجیََ »، به آنچه امید نداری امیدوارتر باش، «فَانَّ موسی جاء مُقْتَبِساً وَ رَجَعَ نَبیّاً» چون موسی به امید آتش آمد و به آتش نرسید، اما پیامبر بازگشت.
هیچ کس در قبر آرام نیست
آنچه خواهید خواند سخنرانی حضرت آیت الله جوادی آملی است که در مراسم عمامه گذاری جمعی از طلاب قم، مورخهی 17 اردیبهشت 1383، ایراد فرمودند.

راه اولیای الاهی هم شناختنی است و هم رفتنی. به ما گفتند: اگر شما راه راست را رفتید، راهی که انبیاء، آن راه را هدایت کردهاند، در این قافله و در این اردو با آنها همسفرید. اینکه ما در نمازهای رسمیمان، در سوره مبارکه فاتحةُ الکتاب به خدای سبحان عرض میکنیم: اِهدِنَا الصِّراطَ المُستَقیمْ، صِراطَ الَّذِینَ اَنعَمْتَ عَلِیهِمْ1 این اَنعَمْتَ عَلِیهِمْ را قرآن کریم در چند جا، مخصوصاً در سوره مبارکه نساء مشخص کرده است. فرمود: فَاُولئِکَ مَعَ الَّذِینَ اَنعَمَ اللهُ عَلِیهِمْ مِنَ النَّبییّنَ وَ الصدّیقینَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصّالِحینَ وَ حَسُنَ اُولئِکَ رَفیقاً .2
این چنین نیست که هر کسی به فکر خودش و راه خودش و بار خودش باشد! همراهان این سفر، رفقای خوبی هستند. اگر کمی زاد و کمی توشه و راحله ما را بخواهد بلنگاند، آنها ترمیم میکنند؛ معنای حُسن رفاقت این است. فرمود: وَ حَسُنَ اُولئِکَ رَفیقاً.
نشانه های پذیرش اعمال
هرگاه انسان موفق به عمل نیکی شود، انجام این عمل خود زمینه ساز انجام اعمال خیر و نیک دیگری می گردد که در اصطلاح به آن توفیق می گویند، یعنی هر عمل خیری توفیق اعمال خیر دیگری را نصیب انسان می کند.

منظور از قبولی اثر بخشی عمل است و مراد از اثر بخشی این است که انسان را به خداوند نزدیک کند، زیرا هدف کلی دین و انسان در زندگی قرب به خداوند است، بنابراین هر عملی که بتواند انسان را به خداوند نزدیک کند، عملی است که به طور قطع مورد قبول و پذیرش خداوند واقع شده است. معیار کلی این است که اعمال فرد مؤمن بر طبق معیارهای برگرفته از قرآن و سنت معصومین(ع) باشد و اعتبار هر عملی که از انسان سر می زند در هماهنگی با این معیار است.
7 نکته پیرامون دوام توبه
آنچه میآید متن پرسش و پاسخی پیرامون دوام "توبه" از محضر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی است، که معظم له در پاسخ، به نکاتی هفتگانه پیرامون این مسأله اشاره فرمودهاند.
چه کنیم تا توبه ما دوام داشته باشد و دو مرتبه مرتکب گناه نشویم؟

توبه باید پابرجا و دائم بوده باشد؛ از یک سو، هر زمان خطایی از انسان بر اثر وسوسههای «نفس اماره» سر بزند، باید بلافاصله به سراغ توبه رود، و به مرحله «نفس لوّامه» برود و وقتی که به مرحله «نفس مطمئنه» برسد ریشههای وسوسهها از بیخ کنده میشود.
و از سوی دیگر، از هر که گناهی توبه میکند باید کمال مراقبت را به خرج دهد که آن توبه را نشکند و بر تعهّد خود در پیشگاه خدا نسبت به ترک آینده باقی بماند. و به تعبیر دیگر، اگر بعد از توبه از گناه، هنوز انگیزه انجام آن در اعماق دل و جان او باقی مانده باید با آن به مبارزه برخیزد و جهاد با نفس را جزء برنامه خویش قرار دهد و به این ترتیب هم در صفّ تائبان باشد و هم در صفّ مجاهدان.
بعضی از علمای اخلاق بحث بینتیجه یا کم نتیجهای را در اینجا دنبال کردهاند که آیا مقام توبه کارِ جهاد کننده در برابر ریشههای گناه افضل است یا توبه کاری که ریشههای گناه را از سرزمین قلب خویش بر انداخته است؟
چرا از نماز لذت نمی برم؟
راه رسیدن به لذت عبادات چیست؟

مدتی هست که دلم نمی خواهد نماز بخوانم برای نخواندن نماز هزار و یک بهانه می تراشم مثلا با خودم می گویم بعد از این فیلم می خوانم ،بعد از آن هم درس دارم و یا کارهایی برای خودم می تراشم که همه آن ها را انجام دهم تا نماز نخوانم نمی دانم چرا اینطور شده ام ؟ چرا از نمازم لذت نمیبرم ؟
در صورتی قبلا اگر مهمترین کارها را هم کنار می گذاشتم برای نمازم، اما الان احساس مس کنم سخت ترین و جانکاه ترین کار دنیا نماز خواندن است یادم نمی آید آخرین بار کی دست به دعا برده ام . اینقدر خودم را مشغول میکنم تا نمازم قضا شود و تمام این مدت به سختی میگذرد دردش را تحمل میکنم و ولی با این حال حس بلند شدن و اقامه نماز را در خود نمی بینم امروز که مشغول گشت و گذاری در اینترنت بودم به مطلبی برخوردم که بسیار مرا تکان داد می دانم یک تلنگر از طرف خدا به من بود که صبر کن به زودی دلیلش را خواهی فهمید بله دوستان من غرق شده ام و صدها نفر مثل خودم را هم می شناسم که مثل من بدون هیچ دلیلی از نماز و رو کردن به درگاه بی نیاز گریزان هستند واقعا دلیل این دوری و اکراه از یاد خدا چه می تواند باشد ؟ در اینجا مطلبی که مرا متأثر کرد را برای شما عزیزان می آورم تا اگر خدای ناکرده یکی از شما هم چون من به این درد مبتلایید چاره ای بیندیشیم .

انسان های دوراندیش، همواره راهنمایی و ارشاد را از افراد آگاه و حقیقت شناس می گیرند و آن را آویزه گوش خود می نمایند؛ چرا که در غیر این صورت، خویشتن را به سمت گمراهی و ضلالت می کشند، از این رو مطابق فرمایش امیرمؤمنان علی علیه السلام قرآن هدایتگر و نصیحت کننده ای است که جز به حق و حقیقت سخن نمی گوید و هر کس بر آن تکیه کند، هرگز شکست و نخواهد خورد.
سخن از ارزش قرآن بارها و بارها در كتب مختلف به میان آمده است و همگى بر نورانیت این كتاب آسمانى معترف! كتابى روشنگر، هدایت كننده و امیدبخش براى همه كسانى كه همواره معنى حیات را دریافته اند و دغدغه اصلى شان در زندگى رسیدن به تكامل و نور الهى است. در همین باب به جرات مى توان گفت بعد از این كتاب بزرگ آسمانى، سیره و دیدگاه امام على(ع) مى تواند راهنما و راهگشاى عاشقان الهى باشد و به نوعى تفسیرگر آیات الهى! دیدگاهى كه على (ع) از قرآن پیش چشمان آدمى مجسم مى سازد مانند همیشه دیدگاهى منحصر به فرد و متعالى است؛ دیدگاهى خاص از روحى بزرگ و سرشار از علم و انسانیت، همراه با فلسفه آسمانى!
علم امام به شهادت و شبهه خودکشی

بر اساس روایاتی که به نمونه هایی از آن اشاره خواهیم کرد حداقل برخی از امامان معصوم علیهم السلام از زمان و نحوه شهادت خود آگاه بوده اند و بعد هم صحنه شهادت پیش می آید می بینیم که آن حقیقت تلخ عینا به وقوع می پیوند و امام به شهادت می رسد.
کمتر کسی است که این اخبار و بعد جریان شهادت آن امام را بشنود و این سوال برایش مطرح نشود که آیا این نحوه از جان سپردن خودکشی محسوب نمی شود؟
امیر المومنین علیه السلام در سحرگاه 19 رمضان وارد مسجد کوفه می شود خودش ابن ملجم مرادی را از خواب بیدار می کند و یا امام حسین علیه السلام در موقعیت های مختلف مدام خبر از شهادت خود در کربلا می دهد و ... آیا این گونه شهادتها خودکشی حساب نمی شود؟
پاسخ به این سوال را از اینجا آغاز می کنیم:
تعریف پلورالیزم، انواع پلورالیزم و برخی مفاهیم مقدماتی در این زمینه را ذکر کردیم.
گفتیم از میان انواع پلورالیزم یکی مدعایی نیز درباره ادیان دارد که از آن با عنوان پلورالیزم دینی یا کثرت گرایی
دینی نام برده میشود. پلورالیزم دینی گونههای متفاوتی دارد که هر یک مدعای خاص به خود را دارد. همانطور که گفتیم کثرت انگاری در باب نجات از مدعیاتی است که مورد قبول غالب اندیشمندان متدین است. در
میان متفکران اسلامی نیز نظریه رایج همین دیدگاه است. اما گونه قویتر پلورالیزم که فیلسوف دین معاصر جان هیک از آن دفاع میکند و بدان معتقد است این است که همه ادیان در عرض هم قرار دارند و نمیتوان گفت که برحق نیستند. صحبت از دین کامل معنی ندارد چرا که حقیقت میان آنها توزیع شده است. متکلمین اسلامی به ردّ این دیدگاه پرداخته اند. در این نوشته به برخی از مبانی کثرت انگاری دینی اشاره میکنیم و تلاش میکنیم اشکالات مطرح در مورد آنها را نیز مطرح کنیم.
از فضل پدر تو را چه حاصل؟

داستان پسر نوح علیه السلام را که شنیده ای، نه؟ ... خدا اگر داستان پسر نوح علیه السلام را برای من و تو گفته، خواسته به من و تو بفهماند که روز قیامت از کردار و اعمال انسان ها سؤال می کند، نه از حسب و نسبش؛ پس من و توی انسانیم که باید كردار نیكو داشته باشیم و تنها به اتكای كردار خود، به سوى آسایش دنیا و سعادت آخرت پیش برویم.
در قانون الهى، كردار هیچ كس را به بستگان و نزدیكان او نمى دهند. حتى فرزندان امامان معصوم علیهم السلام نیز با آنكه پدرشان ولى خدا و پیشواى مسلمانان بوده اند، از سزاى كردار خود، در امان نمانده اند. مثل همان داستان پسر نوح علیه السلام که به هنگام عذاب الهی، دچار عذاب شد و حسب و نسبش به او کمکی نکرد. پس یادت باشد که انسان، نمى تواند به پدر و مادر و اجداد شریف و بزرگوارش كه در تقوى یا علم یا هنر احترام و اعتبار داشته اند، متكى باشد و نمى تواند به اتكای آن ها، به كردار خود بى توجهى كند، عبادت و بندگى خداوند را به جاى نیاورد و براى پیشرفت زندگى و رستگارى آخرت خود هیچ كارى انجام ندهد، ولى به خاطر اصل و نسب خود، منتظر باشد كه در این دنیا به منزلت و احترام برسد و در آن دنیا هم پاداش نیكو بگیرد. امام علی علیه السلام در این باره فرموده است: «مَن أَبْطَأَ بِهِ عَمَلُهُ لَمْ یُسْرِعْ بِهِ نَسَبُهُ؛ كسى كه كردارش او را به جایى نرساند، افتخارات خاندانش او را به جایى نخواهد رسانید.»1
شبهه نارسایی اسلام در عصر حاضر
بنابر
عقیده مسلمانان، دین مبین اسلام دین کاملی است که توانایی اداره تمامی
شئونات
سوره ای برای پاکدامنی
قرآن
را که بگشایی، سوره ای دارد به نام «نور» و وقتی آیاتش را می خوانی، تاز

کودک به مانند نهال نورس است. هر نهالی برا ی آنکه رشد کند به زمین خاص و مقدار معینی نور و آب و سایه و آفتاب نیازمند است. هر کودکی نیز تحت شرایط و اوضاع مناسب و با ویژگی های خاص رشد می کند هرگاه این زمینه ها فراهم گردد، وی هم چون نهالی پس از روییدن به مرحله شکوفایی می رسد، مساعدترین محیطی که باید چنین زمینه هایی را برای کودکان فراهم آورد کانون مقدس خانواده است.