در بسیارى از موارد میان افكار رحمانى و شیطانى فرقى نمىگذاریم و نمىدانیم كدام یک از افكار ما رحمانى است و داراى منشأ معنوى مىباشد و كدام یک از آنها شیطانى و یا نفسانى است و بوسیله شیطان و یا نفس در ذهن ما القاء شده است؟

عدم تشخیص افكار و اندیشهها، ایجاد تحیّر و سرگردانى مىكند و نمىدانیم در برابر این گونه افكار كه معلوم نیست رحمانى است یا شیطانى، چه وظیفهاى داریم؟
مشكلتر از آن، مسأله تجسّم افكار و مكاشفه است؛ كه حقیقت آن براى نوع مردم حتّى افراد تحصیل كرده، ناشناخته مانده است.
اینك براى آن كه بدانیم چه كسانى مىتوانند افكار و اندیشههاى رحمانى خود را تشخیص دهند، مىگوئیم: قرآن مجید پاسخ این سئوال را بیان كرده و صریحاً فرموده است:
«إِنَّ الَّذینَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّیْطانِ تَذَكَّروُا.... »(1)
همه انسانها شاگردان خداوند هستند اما در این میان خداوند شاگردی ویژه دارد که در یکی از شبها بهترین کلاس تاریخ را برای او برقرار کرد.

آری خداوند متعال اراده کرد تا بهترین کلاس درس در تاریخ را برای بهترین شاگردش مهیا کند به همین جهت شبی از شبها پیامبر پس از نماز مغرب در مسجدالحرام از طریق براق به آسمانها رفت و کلاس خصوصی و بازدید علمی پیامبر اکرم آغاز شد، در این سفر، حضرت رسول، بهشت و جهنّم را دید، وضعیّت بهشتیان و نعمتهایشان و دوزخیان و عذابهایشان از مشاهدات دیگر پیامبر بود؛ و چون بازگشت نماز صبح را در مسجدالحرام اقامه کرد.

البته چنین نبود كه كسی از تولد آخرین حجت خدا آگاهی نداشته و یا پس از تولد، آن حضرت را ندیده باشد. برخی از شیعیان مورد اعتماد و عدهای از وكلای امام عسكری ـ علیه السلام ـ و كسانی كه در خانه امام مشغول خدمت بودند از این امر با خبر بودند. شیخ مفید از تعدادی از اصحاب، خادمان و یاران نزدیك امام عسكری ـ علیه السلام ـ روایت كرده كه آنان موفق به دیدار امام زمان ـ علیه السلام ـ شدهاند. محمد بن اسماعیل بن موسی بن جعفر، حكیمه خاتون دختر امام جواد ـ علیه السلام ـ، ابوعلی بن مطهر، عمرو اهوازی و ابونصر طریف خدمتگزار خانه امام، از آن جمله بودند.(1)

قبل از پرداختن به اینكه انتظار مایه شناخت بهتر ولایت امام عصر(عج) مى گردد توجه به نكات ذیل لازم است:
1- از مهمترین وظیفه ى هرشیعه ى منتظر، شناخت امام زمان است. در روایات بسیارى كه به طریق شیعه و اهل سنّت از پیامبر گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله) و امامان معصوم علیهم السلام، نقل شده آمده است كه:
«هر كس بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلى مرده است».(1)

« قرآن کتابی است که پیغمبر ساز است زیرا پیغمبران دو گونهاند. قسم اول: پیامبرانی هستند که از جانب خداوند به پیامبری تعیین شدهاند، قسم دوم پیغمبرانی کمالی، که در اثر ایمان و عمل به دستورات قرآن، به کمالات پیامبری نائل میگردند. »
آنچه فراروی شماست گزیدهای است از دیدگاههای مرجع فقید تقلید، آیت الله العظمی بهجت فومنی که به مناسبت فرارسیدن ایام درگذشت این عارف واصل و سالک ربانی به محضر عزیزتان تقدیم میگردد.
آیتالله بهجت از جمله وظایف مسلمانان را نسبت به قرآن، احیا آن، طواف عاشقانه، توسل و تمسک آگاهانه و حفظ و عمل به قرآن دانستهاند و نگرشهای حکیمانه ایشان چنین است:
وظیفه همه ما احیای قرآن و بهرهبرداری از آن است. کار ما به این جا رسیده که با دانستن قرآن زیر بار کفار میرویم. خدا لعنت کند کسانی را که باعث تسلط کفار بر بلاد اسلامی و مسلمانان می شوند.
باید مسلمانان را تنبه دهیم که استعمارگران و کفار خیال دارند از هر راهی و به هر وسیلهای که شده قرآن را از دست آنان بگیرند.

با توجه به مشكلات اقتصادی مختلف بسیاری از مردم درصدد رفع نیاز و به دنبال توسل به دیگران برای اخذ امكاناتی همچون وام هستند اما این امر اگر بدون توجه به ابعاد مهم و دقیق ربا و مسائل مربوط به ربای قرضی باشد آنها را در دام شیطان و گرفتاری ربا خواهد انداخت؛ یكی از اقسام وامها، وامهای خانوادگی است كه در سالهای اخیر رواج قابل توجهی داشته است؛ لذا در این مقاله در خصوص اعطاء وام خانوادگی، نكاتی را تقدیم شما می نماییم .

معمولا محبتْ دفعتا حاصل نمیشود، بلکه تکرار اموری که خوشایند انسان است به تدریج حالتی ثابت در او ایجاد میکند، به گونهای که علاقهمند میشود همیشه با امر مطلوب و محبوب خود ارتباط داشته باشد و هر چه این ارتباط عمیقتر شود بیشتر او را ارضا میکند. هنگامیکه محبت در وجود انسان ثابت و شدید شود دیگر لازم نیست انسان برای انجام کار مربوط به محبوب خود، چندان فکر کند، بلکه خود به خود به دنبال آن کار میرود و اگر بنا باشد تدبیری بیاندیشد و تلاشی کند باید برای منصرف شدن از آن کار صورت دهد. محبت شدید نظیر جاذبهای نامرئی، انسان محب را به دنبال خود میکشد و مجال فکر کردن به او نمیدهد. اولیای خدا چنین حالتی نسبت به خدای متعال دارند. اگر محبت خدا و اولیای خدا در دل انسان رسوخ پیدا کند این محبت بهترین انگیزه انسان برای انجام کاری خواهد شد که آنها دوست دارند. هنگامی که انسان کسی را دوست داشته باشد به طور طبیعی علاقهمند است کاری انجام دهد که او دوست دارد.
حضرت موسی از پیامبران بزرگ بعد از تحمل سختیهای فراوان و به دستور خداوند، برای هدایت فرعون و قومش به سوی قصر او حركت كرد تا حقیقتی را كه مأمور به ابلاغ آن بود به همه برساند .

فرعون برای مبارزه و ترسانیدن موسی، دست به تهدید زد و گفت: اگر از این ادعایت دست بر نداری و خدایی غیر از من بپذیری، ترا به زندان میاندازم! موسی گفت: اگر چه دلیل روشنی هم بیاورم؟ گفت: دلیلت چیست؟
موسی عصای خود را به زمین انداخت به صورت اژدهایی درآمد! فرعون گفت: معجزه دیگری هم داری؟
امروز ما با غول پرنده افسانهای 17 هزار سر و دست و پایی روبهرو هستیم که همه دنیا را به هم میدوزد و مرتبط میکند، غولی که چنگالهای نحس خود را در بدنه خانواده فرو میکند و نگوییم در یک آن بلکه با چند پرده نمایش سفره، خانه و خانواده را بر میچیند که اگر برای قدیمیها از این غول میگفتی دهانشان از تعجب باز میماند که مگر میشود؟!
بله امروز سر از قبر در بیاورند و ببینند که این غول چگونه همسران را سر به هوی کرده و رو به طلاق و فرزندان را به اعتیاد و فساد دعوت میکند و چطور فرهنگها را مسخر خود و چطور آداب و رسوم و اعتقادات و ارزشها را به یک باره میبلعد؛ و جز خسران زیان تباهی باقی نمیگذارد.
گناهانى همانند ظلم و ستم بطور كلى از دایره شفاعت بیرون شمرده شده و قرآن مىگوید: ظالمان" شفیع مطاعى" ندارند! و اگر ظلم را به معنى وسیع كلمه تفسیر كنیم شفاعت منحصر به مجرمانى خواهد بود كه از كار خود نادمند و پشیمان، و در مسیر جبران و اصلاحند، و در این صورت شفاعت پشتوانهاى خواهد بود براى توبه و ندامت از گناه .

كلمه" شفاعت" از ریشه" شفع" بمعنى (جفت) گرفته شده، و نقطه مقابل آن" وتر" به معنى تك و تنها است، سپس به ضمیمه شدن فرد برتر و قویترى براى كمك به فرد ضعیفتر اطلاق گردیده است و این لفظ در عرف و شرع به دو معنى متفاوت گفته مىشود:

قرآن کریم، کتاب تعلیم و قرائت نسخه شفابخش تمام بیماریها و درماندگیها است.
شاید در ذهن بعضی از افراد این سؤال پیش بیاید که آیا شفا طلبیدن از قرآن و دعا جایز است و میتوان برای دردها به آن تمسک جست؟

خداوند تعالی در قرآن میفرمایند: ما آنچه از قرآن فرستادیم شفا و رحمت الهی برای مؤمنین است. (اسراء آیه 82)
احادیثی که فضایل حضرت زهرا را بیان می کند بسیار زیاد است اما آنچه که در این نوشتار به آن پرداخته شده، روایاتی است که در تفسیر و تاویل و بیان شان نزول برخی از آیات قرآن درباره فاطمه(سلام الله علیها) وارد شده است. بدیهی است که این مطالب تنها گوشه ای از فضایل شخصیت باعظمت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) است که اینک با هم آن را از نظر می گذرانیم.

طبق اعتقاد هر مسلمانی، اصلی ترین رکن اعتقادی اسلام که جدا کننده بین مسلمانان و غیر مسلمانان است، توحید خداوند تبارک و تعالی می باشد، که هر چه افراد در این اعتقادات کاملتر شوند، بیشتر به معرفت و رضایت و رضوان الهی دست یافته و کمالات معنوی و روحی و نفسانی و انسانی و اخلاقی آنان فزونتر می گردد.
در میان اهل سنت نیز پیرامون توحید كتابهای بسیاری نوشته شده است. كتاب توحید فخرالدین رازی، كتاب توحید زمخشری از جمله این کتب می باشد. همچنین تفاسیر علمای پیشین حتی تفسیر قرطبی و تفاسیر علمای كلامی از جمله تفسیر محمد غزالی طوسی، همه در مورد توحید سخن گفتهاند، با این همه جریان وهابیت معتقد است که همه مسلمین در شناخت توحید مسیر غلط را پیموده اند و به همین دلیل به تکفیر مسلمانان پرداختند.

در شماره گذشته ضمن طرح این سوال که آینده جامعه ها وجهان بشریت چه مى شود؟ نظر قرآن درباره سرنوشت جامعه ها چیست؟ بیان شد که قرآن در خصوص سرنوشت بشریت به روشنی سخن گفته است و رجوع به آیات قرآن، این سخن را تایید می کند. ضمنا آیات ده گانه ای را که در این موضوع وارد شده است را نیز در چند بخش از جمله: صالحان وارثان زمین مى شوند، استقرار آیین خدا و گسترش امنیت در جهان، پیروزى پیامبران، در مبارزه حق و باطل، حق، همواره پیروز است و كمك هاى غیبى در سرانجام جامعه ها مورد بررسی قرار دادیم.
بسیار اتفاق افتاده است که در زندگی برای رسیدن به هدفی برنامه ریزی می کنیم و پیش می رویم اما موانع راه ، انگیزه و ایمان ما را نسبت به هدف ضعیف می کند و دلسرد می شویم و قید همه آرزوها و اهدافمان را می زنیم .

مقاومت و پایداری مهمترین عنصر پیروزی و موفقیت می باشد سعی ما در رسیدن به اهداف زندگی بالابردن کیفیت زندگی است . درس می خوانیم و کار و تلاش می کنیم تا حس و حال خوبی در مسیر زندگی داشته باشیم اما گاهی اوقات میزان رضایت ما به شدت پایین می آید و موانع ما را از مسیر واقعی منحرف می سازد .

گاه اشخاص هیچ اثرى از خود نمىگذارند و بى نام و نشان مىمیرند ، گاه هم در روزگار خود اثر مىگذارند و پس از مرگ فراموش مىشوند و گاه هم اشخاصى پیدا مىشوند كه در تمام روزگاران اثر گذارند . وجود تاریخِِی این كسان به یكى از سه گونه است :
* وجود تاریخى مادى.
* وجود تاریخى رفتارى .
* وجود تاریخى نظرى .
وجود تاریخى مادى به گونه هاى مختلف تحقق مىپذیرد مانند ادامه وجود با اعقاب و نوادگان و آرامگاه و آثار عینى ملموس همچون آثار هنرى كه از میكل آنژ به جاى مانده كه یكى از اركان ماندگار و عظیم هنر غرب است .

«من راجع به حضرت صدیقه علیهاالسلام خودم را قاصر میدانم ذكری بكنم فقط اكتفا میكنم به یك روایت كه در كافی شریف است و با سند معتبر نقل شده است؛ و آن روایت این است كه حضرت صادق علیهالسلام میفرماید: «فاطمه علیهاالسلام بعد از پدرش هفتاد و پنج روز زنده بودند، در این دنیا بودند و حزن و شدّت بر ایشان غلبه داشت؛ و جبرئیل امین میآمد خدمت ایشان و به ایشان تعزیت عرض میكرد و مسایلی از آینده نقل میكرد.»(1)
ظاهر روایت این است كه در این هفتاد و پنج روز مراودهای بوده است؛ یعنی رفت و آمد جبرئیل زیاد بوده است... البته آن وحی به معنای آوردن احكام، تمام شد به رفتن رسول اكرم....
در هر صورت، من این شرافت و فضیلت را از همه فضایلی كه برای حضرت زهرا ذكر كردهاند: ـ با این كه آنها هم فضایل بزرگی است ـ این فضیلت را من بالاتر از همه میدانم كه برای غیر انبیا: آن هم نه همه انبیا، برای طبقه بالای انبیا و بعضی اولیایی كه در رتبه آنهاست، برای كسی دیگر حاصل نشده». (امام خمینی، 11/12/64) (2)

در مورد تعداد روزهایی که حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها پس از رحلت پدر بزرگوارشان در قید حیات بوده اند در میان کتابهای تاریخی اختلاف وجود دارد. بعضی از مورخین مثل یعقوبی این زمان را چهل روز و کسانی مثل عایشه، دختر ابی بکر، این مدت را شش ماه و گروهی دیگر هشت ماه ذکر کرده اند.
اما در میان این اقوال، آن قولی که برای ما قابل اعتنا است روایات رسیده از ناحیه ائمه هدی علیهم السلام می باشد. به نقل مرحوم علامه مجلسی، مرحوم ابوالفرج اصفهانی در کتاب مقاتل الطالبین اینگونه اظهار نظر کرده: مدت زمان حیات فاطمه زهرا سلام الله علیها بعد از وفات پیامبر صلی الله علیه وآله مورد اختلاف قرار گرفته است، به طوری که کمترین زمان ذکر شده در این رابطه 40 روز و بیشترین زمان هشت ماه می باشد، اما آنچه نزد ما مسلم و مورد قبول است روایات رسیده از امام باقر علیه السلام است که حضرت می فرماید:

آدمى را از نافرمانى خدا، در حالى كه نعمتهاى الهى پیاپى به او مىرسد، به وسیله ترس از خدا برحذر داشته است، توضیح آن كه چون سپاس دائمى زمینهساز فزونى نعمت است، ناسپاسى در برابر نعمت، و نافرمانى خداوند كه مستلزم ناسپاسى است، موجب فزونى نیافتن نعمت بلكه زمینه براى كاستى نعمت و نزول بلاست، چنان كه خداى تعالى فرموده است:
"وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِنْ شَكَرْتُمْ[4]" ؛ (سوره ابراهیم 7) یعنى: اگر ناسپاسى كنید به عذاب سختى گرفتارتان مىكنیم .
و همین است جاى ترس از خدا. «واو»، در سخن امام: «و انت» واو حالیه است
در دائرة المعارف تشییع 1 درباره«آیةالکرسی» آمده است: در قرآن مجید، دو آیه هست که احادیث بسیاری در بیان عظمت آنها از رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) و ائمه اطهار وارد شده است، این دو آیه عبارتند از: آیةنور و آیةالکرسی.

ابی بن کعب گفت: رسول خدا(صلی الله علیه وآله) پرسید: کدام آیت در کتاب خدا عظیمتر است یا ابا المنذر؟ من گفتم: خدا و رسول او اعلماند، دوباره پرسید تا سه بار، من گفتم: خدا و پیغمبرش اعلماند، در آخرین مرتبه گفتم: آیةالکرسی؟ رسول اکرم(صلی الله علیه وآله) دست بر سینه من نهاد و گفت: «هنیئاً لک یا ابا المنذر».

همانگونه که بدن ما باید رشد کند و برای این منظور نیاز به تغذیه دارد روح ما نیز باید به رشد و کمال خود برسد و نیازمند تغذیه است. غذای بدن جسمانی است و غذای روح معنوی و روحانی. غذای روحانی انسان از جانب خدای متعال تامین می شود و گناه نقش مانع را در این زمینه بازی می کند. گناه باعث می شود که انسان از رزق معنوی خودش محروم شود و رشد معنوی نداشته باشد یا دچار سوء تغذیه روحانی گردد و بیمار شود.

در این مقاله برآن شدیم که تأثیر غیبت بر روح و روان آدمی را با توجه به آیا و روایات بررسی اجمالی داشته باشیم .
مجلس روضه
امشب( شنبه 13/12/90) ساعت : 20:30
با سخنرانی حجت الاسلام حمزه حیدری نژاد
گرمسار:خیابان بیسکوران مسجد امام علی(علیه السلام)
هیئت قاسم بن الحسن(علیهم السلام)

« یكى از امتیازات بزرگى كه شهر عزیز قم دارد، این است كه بر گرد مضجع شریف یكى از برگزیدگان اهل بیتعلیهم السلام حضرت فاطمه معصومه علیها السلام بنا شده است. » مقام معظم رهبرى

حضرت معصومه علیها السلام بیست و پنج سال بعد از تولد امام رضا علیه السلام در اول ذى قعده سال 173 ه . ق . دیده به جهان گشود و در دهم، یازدهم، یا دوازدهم ربیع الثانى 201 ه . ق . وفات یافت.
پدرش امام موسى بن جعفر علیهما السلام و مادرش بانویى پاكیزه به نام نجمه بود كه با نامهاى تكتم، خیزران، اروى، ام البنین، طاهره، سمانه، شقراء، سكن و صقر نیز از وى یاد شده است. (1)

حدیث ثقلینی که بارها از رسول خدا صلی الله علیه وآله شنیده شد و به شکلهای گوناگونی نقل شد (1) و به دست ما رسید ، ضمن آنکه که اهل بیت رسول خدا علیهم السلام را همتای قرآن معرفی می کند این پیام را هم به همراه دارد که تنها راه سعادت انسان تمسک به قرآن و اهل بیت علیهم السلام است. این مهم صورت نمی گیرد مگر آنکه ما با گفتار و رفتار آن بزرگواران ارتباط برقرار کنیم.
آیت الله جوادی آملی میفرمایند: «مردگان توان شنیدن و فهمیدن را دارند، گرچه گوش و مغز مادی آنان از کار افتاده باشد، از این رو آنان را تلقین میکنند.»

وقتی ما از مردگان سخن به میان میآوریم، در حقیقت از کسانی سخن میگوییم که جان ایشان از تن بیرون رفته است. (زمر، آیه 42) از این حالت در فرهنگ قرآنی و اسلامی به عنوان توفی و وفات یاد میشود؛ زیرا توفی و وفات به معنای گرفتن چیزی به صورت تمام و کمال است (اخذ الشی بتمامه). پس تعبیر به فوت به معنای نابودی، تعبیر نادرست و غلط است که در زبان فارسی رایج شده است و باید بجای آن از عبارت وفات استفاده کرد.
در حقیقت، هنگامی که مرگ آدمی فرا میرسد، فوت نمیشود بلکه وفات میکند و خداوند و فرشتگان مأمور الهی، جان و روح او را میگیرند و از طریق حلقوم روح و جان را از تن مرده بیرون میکشند. (واقعه، آیه83؛ قیامت، آیه26؛ زمر، آیه42)

کسی که در راه کمال و پیشرفت خود میکوشد، از شنیدن نقص و عیب خویش برنمیآشوبد. اگر به مسافری بفهمانند که در راهی اشتباه حرکت میکند، راهنمای دل سوز خود را سپاس خواهد گفت. آنان که عیب ما را از خودمان میپوشانند و ما را از خطایمان آگاه نمیکنند، به ما خدمتی نمیرسانند. البته اگر از روی نیرنگ نیز تعریف و تحسین بیهوده کنند، بی شک خیانت کارند. سعدی چه زیبا گفته است:
مشو غره بر حسن گفتار خویش
به تحسین نادان و پندار خویش

سنت شرح نویسی بر متون دینی قدمتی طولانی دارد . کتابهای مقدس ادیان مختلف از سوی عالمان دینی با دقت و تامل مورد بررسیهای دقیق و موشکافانه قرار گرفتهاند . در تاریخ اسلام، پس از قرآن کریم که اصلیترین و اصیلترین منبع تمامی مسلمانان بشمار میرود، تقریبا هیچ کتاب مقدس دیگری، بسان نهج البلاغه مورد شرح و تفسیر قرار نگرفته است .

از زمانی که شریف رضی در سال 400 ه ق کار جمع و تدوین نهج البلاغه را به پایان رسانید، تا امروز که بیش از هزار سال از عمر این کتاب شگفت انگیز در حوزه فرهنگ اسلامی میگذرد، توجه اندیشمندان و معرفت پژوهان رشته های مختلف اسلامی از ادب گرفته تا تاریخ، اخلاق، عرفان، حکمت و کلام، سیاست و حکمرانی و مدیریت، به این کتاب به عنوان یکی از مهمترین منابع قابل استناد و قابل تامل جلب شده است .

امام على علیه السلام فرمود:
«مَنْ قَرَعَ بابَ اللَّهِ فُتِحَ لَهُ. » ؛ هر كس آستان خدا را بكوبد، در به رویش گشوده مىشود. (غررالحكم ج5 ص267)
مهربانىهاى خدا بىپایان است.
از بندگان خواسته است كه او را بخوانند، تا جواب دهد، درخواست كنند تا عطا كند.
چه لطفى بالاتر از این؟! وعده آمرزش نیز داده است. دعا و نیایش و استغفار، كوبیدن آستانه و درگاه خداست. بىشك، نیایشهاى خالصانه را بىپاسخ نمىگذارد و استغفارهاى راستین را مىپذیرد و گناهان را مىبخشاید.
گر گدا كاهل بود، تقصیر صاحبخانه چیست؟
او فرو افتادن برگها را میداند و از ناز و كرشمه چشم ها و چشمك ها با خبر است. و گواهی دهم جز «الله» آفریدگار و معبودی نیست، یكتا و بیهمتاست، نه بر آستانش تردیدی راه دارد و نه خورشید دین او غروب كند و نه هستی و آفریدگاری او را انكار توان كرد.

.
.
........

1- محیط خانواده و بی توجهی والدین: پیامبر اکرم می فرمایند: « خداوند سبحان را کسی ملاقات نمی کند با گناهی که بالاتر از جهالت زن و فرزندش باشد.»(محجة البیضاء،ج3،ص73) بی توجهی یا کم توجهی والدین به مسائل دینی بسیار تأثیر منفی روی فرزندان دارد، البته شاید در آینده در اثر عوامل دیگری به نماز روی آورد که این احتمال ضعیفی است. گویا آنها هیچ وظیفه ای در قبال فرزندان ندارند و یا فرزندان آن ها همه مسائل را می دانند و رعایت می کنند. لذا چنین فرزندی به راحتی تن به عبادت نمی دهد.

برای پاسخ به این سؤال شما باید به مقدماتی توجه كنیم :
با توجه به خصوصیات فیزیولوژیكی زن ، الزام و وجوب بعضی از كارها از دوش او برداشته شده البته در حد رخصت نه عزیمت . 1 مثلا تأمین معاش خانواده و مدیریت بر خانواده كه به معنی عزیمت او در این مسأله نیست بلكه رخصت است یعنی بر زن واجب نیست معاش خانواده را تأمین كند یا بر خانواده مدیریت داشته باشد اما بدین معنا نیست كه اجازه این كار را نیز نداشته باشد و بر او حرام باشد .

ظهور منجی آخر الزمان، اندیشهای جهانی است که بشر را بر محور انتظار گرد میآورد. فارغ از آنچه دیگران به عنوان منجی بدان امید بستهاند، امّت اسلامی براساس آموزههای نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم مصداق منحصر منجی آخر الزمان را وجود مبارک مهدی(عج) میدانند؛ امّا در میان همین امّت، گروهی درس مهدویت را درمکتب نورانی عترت پیامبر بزرگ اسلام آموختهاند و دستهای علم را از غیر اهلش گرفته و به باوری ابتر راه یافتهاند.
انتظار پیروان اهل بیت عصمت و طهارت با انتظار دیگران تفاوتی عمیق دارد، چون فرقه ناجیه در انتظار طلوع شمس موجود مستور است و دیگران منتظر ستاره معدوم. به اعتقاد راسخ ما، مهدی موعود، موجود است؛ امّا در پندار دیگران فقط موعود است نه موجود. تفاوت معنی انتظار در دو طیف مزبور، همان فاصله میان موجود معدوم است که نمیتوان مرز آن را تحدید کرد، زیرا یکی دل به نقش ماه خوش داشته و دیگری به نظاره آن چشم از آسمان پر کرده است و ماه را در سپهر یافته و به انتظار اوج، فرازمندانه عروج میکند:
پیامبر(صلی الله علیه وآله) فرمود: هر که سورة حجرات را بخواند، برای حفظ جنینش از خطرها و سقط، موثر است.

روزهای پنج شنبه و جمعه سوره یس و الصافات بخواند وبه شکم بدمد .و روزهای جمعه از قبل از صبحانه انار میل کند و قبل از طلوع آفتاب ،و هر روز بر 2 عدد خرما سوره قدر بخواند و آن را ناشتا بخورد .

1- شخصی به نام علیّ بن هلال از پدر خود نقل كرده كه گفته است: من نزد رسول خدا(ص) رسیدم. ایشان به فاطمه(سلام الله علیها) فرمودند:
«دو سبط امّت از ما هستند و آن دو حسن و حسینند و آن دو آقای جوانان اهل بهشت هستند و سوگند به آن كسی كه مرا به حق مبعوث داشته، پدر آن دو از آنها بهتر است.»

یادگار امام حسن (علیه السلام)

سوالات متعددی درباره تفاوت دنیا با جهان آخرت وجود دارد از جمله اینکه آیا همه چیز در جهان آخرت با دنیا متفاوت است یا خیر؟ مثل آسمان و زمین و زمان و مکان و ...
پاسخ این سؤال از جهتی مثبت و از جهتی منفی است اما نکته مورد بحث این است که «آخرت، ظهورِ باطن دنیاست». پس از یک منظر، آخرت هیچ تفاوتی با دنیا ندارد، زیرا باطن و حقیقتِ آن چیزی است که تاکنون پشت پرده بوده است، اما همین آشکار شدن باطن باعث میشود که با تفاوتهای بسیار عظیمی احساس کنیم. در واقع، تفاوتی که رخ میدهد، بیشتر در ماست تا در خارج، یعنی واقعیت همان است که هست، فقط پرده از مقابل چشم ما برداشته میشود و ما باطن این واقعیت را میبینیم: «لقد کنت فی غفلة من هذا فکشفنا عنک عظاتک فبصرک الیوم حدید.» (ق/22)

خطبه نماز جمعه این هفته تهران که به امامت رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنه ای اقامه شد دارای دو بعد مهم بود. بعد اول مربوط به حوزه سیاست خارجی و مسائل مهم دنیای اسلام و بیداری اسلامی است که بیشتر مورد توجه و تحلیل قرار گرفته است و بعد دوم حوزه های مرتبط با سیاست داخلی و انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی است و آن را مد نظر قرار داده است. بعد اول به علت راهبردی بودن آن و توجه رسانه های غربی به عکس العمل ایران در قبال تحریمها و جریانات بیداری اسلامی مورد توجه ویژه قرار گرفت. اما به همان اندازه بعد دوم که مرتبط به مسائل داخلی و انتخاباتی است ، دارای اهمیت می باشد. این فراز راهبردی دارای سه مخاطب بود که هر کدام از آنها می بایست با دقت به مسائل طرح شده توجه نمایند.
روایتی محرمانه از معصوم

ابابصیر (یحیی ابوبصیر الأسدی) به امام صادق سلام الله علیه عرض میکند آیا خدا را در قیامت میتوان دید؟ حضرت فرمود که مگر قبل از قیامت ندیدی یا ندیدند؟ در موقف دیگر، در آن «أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ قالُوا بَلى» (الأعراف ۱۷۲) که دیدند. بعد کمی صبر کرد، فرمود مگر الآن خدا را نمیبینی؟ به ابیبصیر کور میگوید!

شهید قدوسى و اهمیت به نماز شب
درباره او نوشته اند: ایشان حتى به مستحبات و مكروهات بسیار اهمیت مى داد. نماز شب را براى روحانى لازم مى دانست یك شب در مسجد گوهرشاد با نگرانى خاصى مى فرمود: برایم بسیار ناگوار و غیر منتظره بود كه شنیدم یكى از اساتید مدرسه ((حقانى )) مقید به نماز شب نیست . با ایشان صحبت كردم . معلوم شد سبكى معده را در شب رعایت نمى كند .
بار دیگر مى فرمود: ما وقتى در نهاوند بودیم سال یك بار به صورت خانوادگى منزل یكى از آشنایان دعوت مى شدیم من پس از تكرار چند نوبت دیدم همان شبى كه ما در آن مهمانى غذا مى خوریم نماز صبح روز بعد به آخر وقت كشیده مى شود (و موفق به نماز شب نمى شوم ) متوجه شدم در اموال آن شخص اشكالى وجود دارد.(1)

|
رهبر بیداری اسلامی مستضعفان! |
رهبرم سیدعلی ای نایب صاحبزمان! |
|
باز هم رسوا نمودی دشمن دیرینه را |
شور دیگر دادی در ماه ربیع آدینه را |
|
موسی دوران بود یا عیسی آخرزمان |
کاین چنین نطقش بلرزانده تمام دشمنان؟ |
|
موسی است و خطبهاش گویا عصا انداخته |
اژدها گردیده، بر فرعون دوران تاخته |
|
موسی است و خطبهاش یک جلوه از نار قبس |
عیسی است و خطبهاش بر ما دهد جان هر نفس |
|
خطبهی کوبندهاش الحق رفیع و عالی است |
کرده ثابت: "هیبت مستکبران پوشالی است" |
|
جلوه آیات قرآن در کلامش ظاهر است |
دشمن آقای ما هر کس که باشد، کافر است |
|
تا که مهدی در حجاب و از نظرها غایب است |
پیروی از امر او بر هر مسلمان واجب است |
|
حامدا! امروز هر کس پیرو سیدعلی است |
روز محشر چهرهاش نورانی است و منجلی |
داستان قرآنی یک رباخوار

بعضی صبحهای زود، پیامبر از خانه بیرون میرفت تا به کارهای مردم رسیدگی کند یا به بازار میرفت تا نان یا خرمایی تهیّه کند و به خانه بیاورد. در راه، پشت در خانه، نگاهش به آشغالها، خاکروبهها، غذاهای فاسد و میوه های گندیده میافتاد. بوی بدآنها فضای پاک صبح را آلوده میکرد؛ آن گاه نگاهش به ابولهب میافتاد. خانهاش از خانه آنها دور نبود. او را میدید که میخندد و با شیطنت به خانه میرود.

امام زمان علیه السلام
«واما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی رواة حدیثنا فانهم حجتی علیکم و انا حجت الله علیهم »
در حوادثی که پیش می آید، به کسانی مراجعه کنید که حدیث ما را نقل می کنند، بدرستیکه آنها حجت من برشما و من حجت خداوند بر آنها هستم.
مجرد درس خواندن شغل نیست و در فرض سوال حکم مسافر دارند.
بنابر احتیاط نماز را هم شکسته وهم تمام بخواهد ولی روزه را بگیرند.
در فرض مرقوم نماز تمام و روزه صحیح است. با مراعات آنچه که در مسئله 1066 رساله آمده است.
در صورتی که مدتی طولانی مانند چهار ماه و بیشتر این وضع را داشته باشد نمازش تمام و روزه اش صحیح است.
نماز او در سفر شکسته است مگر این که قصد ده روز کند و نمی تواند روزه بگیرد.
دائم السفر نیست.
بخش احکام اسلامی تبیان
منبع: کتاب "مسائل جدید از دیدگاه علما و مراجع"
شیخ الاسلام در گفت و گوی اختصاصی با تبیان
33 سال در تاریخ زمان زیادی نیست. شعار حضرت امام(ره) که ما آن را به اسم مردمسالاری اسلامی متبلور کرده ایم، در روندی که ما با دنیا طی کردیم جایگاه خود را پیدا کرده است/ امروز جبهه مقاومت و جبهه انقلاب در حال پیش رفتن هستند و هر روز موفق تر از قبل خواهند بود.

تا قبل از پیروزی انقلاب معنویت در دنیا از بین رفته بود اما انقلاب اسلامی توانست شعار مدرس معلم حضرت امام را که می گفت:«سیاست ما عین دیانت ما دیانت ما عین سیاست ماست»، در عمل پیاده کند و معنویت را به دنیا بازگرداند.

در اسلام بی عفتی و کار خلاف عفت از گناهان کبیره شمرده شده است؛ چرا که زیانهای بسیار معنوی و اجتماعی به دنبال دارد. به این تحقیق توجه کنید:

بحث شفاعت در جامعه ما دچار کج فهمیهای فراوانی است، به طوری که شفاعت به اقسامی تقسیم میشود که برخی صحیح و عادلانه است و برخی نادرست و بر هم زننده و ضد قانون است. اکثر ایرادهائی که بر شفاعت وارد میشود بر همان تلقی غلط از شفاعت قرار دارد بر این اساس ابتدا به معنا و مفهوم واژه شفاعت و سپس مبانی و ضرورت وجود شفاعت و بررسی اقسام آن میپردازیم، تا شبهات موجود در آن پاسخ داده شود.

پنجم ربیع الاول، یادآور وفات حضرت سکینه علیهاالسلام یکی از بانوان بافضیلت، و از ستارگان درخشان آسمان علم و ادب و عفت میباشد. او پرورش یافته پدری چون امام حسین علیه السلام و مادری فداکار چون رباب، و تحت حمایت و تربیت عمه ای چون زینب کبری علیهاالسلام و برادر بزرگواری همانند امام سجاد علیه السلام بود و توانست از برترین زنان عصر خویش گردد.
حضرت سکینه علیهاالسلام در طول زندگی خویش، حوادث و تحولات گوناگون سیاسی و اجتماعی، از جمله واقعه عظیم عاشورا را به چشم دید و به عنوان یکی از بازماندگان خاندان امامت، پیامرسان اهداف و احکام والای اسلام به شمار میآمد. وی با برگزاری محافل و مجالس علمی و ادبی، و نیز تبیین معارف بلند دینی در قالب اشعار نغز و فصیح و کم نظیر خویش، خدمت بسیار ارزشمندی به عالم اسلام نمود و الگوی بسیار خوبی برای همه بانوان جهان گردید.

نظر به اینکه یکی از مسائلی که مکرر در نهج البلاغه درباره آن سخن رفته است مسأله اهل بیت و خلافت است، مجموع مسائلی که در این زمینه طرح شده است عبارت است از:
الف. مقام ممتاز و فوق عادی اهل بیت و اینکه علوم و معارف آنها از یک منبع فوق بشری سرچشمه می گیرد و آنها را با دیگران، و دیگران را با آنها نتوان قیاس کرد.

مرحوم آیت الله سید محمدباقر مجتهد سیستانی (ره) پدر آیت الله سید علی سیستانی تصمیم می گیرد برای تشرّف به محضر امام زمان (عج) چهل جمعه در مساجد شهر مشهد زیارت عاشورا بخواند. در یکی از جمعه های آخر، نوری را از خانه ای نزدیک به مسجد مشاهده می کند. به سوی خانه می رود می بیند حضرت ولی عصر امام زمان (عج) در یکی از اتاق های آن خانه تشریف دارند و در میان اتاق جنازه ای قرار دارد که پارچه ای سفید روی آن کشیده شده است. ایشان می گوید هنگامی که وارد شدم اشک می ریختم سلام کردم، حضرت به من فرمود: «چرا اینگونه به دنبال من می گردی و این رنج ها را متحمّل می شوی؟! مثل این باشید- اشاره به آن جنازه کردند- تا من بدنبال شما بیایم!»
بعد فرمودند: «این بانویی است که در دوره کشف حجاب- در زمان رضا خان پهلوی- هفت سال از خانه بیرون نیامد تا چشم نامحرم به او نیفتد.» (1)

«و أنتم بنوسبیل، علی سفر من دارٍ لیست بدارکم، وَ قَد اُوذِنتُم منها بالإرتحال و أُمِرتُم فیها بالزاد»1
ترجمه: مردم! شما چونان مسافران در راهید، که در این دنیا فرمان کوچ داده شدید، که دنیا خانه اصلی شما نیست و به جمع آوری زاد و توشه فرمان داده شدید.

قلب :
در ادبیات دینی قلب همان نفس انسانی یا فطرت ادمی یا منشا و منبع ادراکات انسان است که با کمک قوای درونی و بیرونی امور مختلف را ادراک می کند..
زبان :
زبان هم به ابزار سخن گفته می شود و هم به نحوه گویش مثلا زبان فارسی یا زبان عربی. البته گویش هم با ابزار صورت میگیرد.

این بچهها معماگونه هستند در عین گریستن مىخندند و در عین خندیدن مىگریند. دل دریایىشان مطمئن و آرام است اما در عین حال امواج بیقرارىشان بیتابانه خود را به ساحل بلند سینههاى ستبرشان مىكوبد. اینان ذخیرههاى خداوند براى عصر آخرالزمان هستند برگزیدگانى كه تاریخ، هزاران سال در انتظار قدومشان بوده است.
عصاره امتهاى پیشین همانان كه «فسوف یاتى الله بقومم یحبهم و یحبونه اذلة على المؤمنین و اعزة على الكافرین یجاهدون فى سبیلالله و لا یخافون لومة لائم»...
چه روزگار شگفتى، تاریخ آینده كره ارض بارور حوادثى بس شگفت استحوادثى كه مجد و عظمت جهانگیر اسلام را در پى خواهد داشت و این همه را تنها كسى درمىیابد كه منتظر است و بوى یار را از فاصلهاى نه چندان دور مىشنود و هر لحظه انتظار مىكشد تا صداى «اناالمهدى» از جانب قبله بلند شود و او را به سوى خویش فراخواند.
راهیان كربلا را بنگر، آنان خوب دریافتهاند كه زندگى به خون وابسته است و پیكر تاریخ، بىخون خدا، ثارالله، مردهاى بیش نیست و سر مبارك امام شهید برفراز نى رمزى استبین خدا و عشاق یعنى كه این استبهاى دیدار. به یادآر فرموده صاحبالزمان را كه ما را به اعمالى فراخواندهاند كه به محبتشان نزدیكتر است: «فلیعمل كل امرء منكم ما تقرب من محبتنا» و براستى مگر محبت آنان در چیست؟ در محبتحسین. محب حسین محبوب خداست و كدام راه از این نزدیكتر!؟
بشنو، زبان حال آنان را بشنو: حسینا! اماما! هرچند ما عاشورائیان قرن پانزدهم هجرى قمرى كربلا نبودیم تا به نداى هل من ناصر تو پاسخ گوییم و حق را یارى كنیم; اما حسینا ما مىدانیم كه تاریخ بر محور تو و عاشورا و كربلایت مىگردد و زمان از آن مىگذرد تا یاران تو را از صلب پدران و رحم مادرانشان بیرون كشد و همه آنان را در زیر علم خونخواهى تو گردآورد و آنان را وارث زمین گرداند و اینچنین همه تاریخ روزى بیش نیست و آن روز روز عاشوراست.
بخش مهدویت تبیان
منبع: شبکه جهانی اطلاع رسانی امام مهدی (عج)
سید مرتضی آوینی

در دنیای امروز، هیچ واژهای زیباتر از دموکراسی و مردم سالاری نیست. آزادی به مفهوم دقیق و صحیح کلمه، ایده آل همه ملتهای جهان است. چه بسیارند جوانان کم سن و سال و پرنشاطی که با همّت والای خویش، تن به عملیّات انتحاری و استشهادی میدهند، تا از این رهگذر، فریاد مظلومیّت خویش را به گوش جهانیان برسانند و به دشمنان مردم سالاری و آزادی، ضربهای بزنند.
8. از مهمترين اعمال مهم اين روز به پايان رساندن روز خود با سلام به حاميان و نگهبانان آن روز و به درگاه آنان جهت شفاعت و اصلاح حال تضرع نمودن ، مى باشد.(5)

ای گل غایب ! هیچ دلی نیست كه نام مبارك تو را همچون گنجینه ای گران بها , در خود , جای نداده باشد.
هر درختی , وقتی با نسیم زمزمه می كند , دعای عهد را می خواند. هر كوهی , از آن روی مستحكم و پابرجاست كه تو را مركز ثقل زمین و مایه ی دوام آسمان می داند.
هر دریایی , با ذكر نام و یاد تو , بی كرانه می شود.
ای گل نرگس ! خوشبوترین گل های دنیا , رایحه ی وجود تو را وام دارند. اگر خورشید , بر جهان و جهانیان ,نور می باراند , از فیض حضور تو در آسمان ها و زمین است . اگر ماه , جاده ی زندگی را نقره گون و زیبا می سازد , به یمن بركت و صفای وجود توست .
اگر زمین , اجازه می دهد كه بشر , زین بر پشتش نهد و از مزایایش بهره برگیرد , همه وهمه به خاطر توست .
اصلا همه ی هستی , بی حضور تو , بیغوله ای بیش نخواهد بود. اگر تو نباشی , ای حجت خدا , ما همه
در كام زمین فرو خواهیم رفت و اثری از ما , در زمان باقی نخواهد ماند.
گردش منظم افلاك , حركت انسان , رشد گیتی , رنگ و بوی گل و گیاه , بر پایی دنیا , صفای دل ها , وجود هر چه مهر و وفا , همه و همه وابسته به وجود و حضور توست و حضور سبز تو , با ظهورت , كامل تر میشود و كهكشان زندگانی را زیباتر و پربارتر می سازد.
ای مولا! سرسبزی دنیا را با ظهور خویش تضمین فرما
ای یادگار عترت طاها، ظهور کن
آرام جان زهره ی زهرا، ظهور کن
از رخ بگیر معجر غیبت، عزیز دل
روشن ترین ستاره ی دنیا، ظهور کن
عمری در انتظار نگاهت نشسته ایم
ای تکسوار سینه ی سینا، ظهور کن
ای آنکه عرش، بسته به پایت کمند خویش
وی باده نوش ساغر ادنی، ظهور کن
هرگز بهانه از لب و خالی نجسته ایم
"تنها" تویی بهانه ی دلها، ظهور کن
بخش مهدویت تبیان
منبع: شبکه جهانی اطلاع رسانی امام مهدی (عج) - محمد مهدی رافع

از ویژگی های بارز حکومت جهانی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف گسترش عدالت در عالم است. در احادیث فراوانی از شیعه و سنی، به این مسئله اشاره شده و این دسته از روایات، به اندازه ای است که هیچ شکی را برای انسان منصف باقی نمی گذارد. مردم جهان از عدالت گستری حضرت، زمانی بهره می برند که ستمگران و منافقان، دستشان از حکومت کوتاه می شود و منادی از آسمان ندا می دهد: "ای مردم به حضرت مهدی بپیوندید".(1)

حضرت علی(علیه السلام) در این خصوص می فرماید:«سرانجام دروغ، مذمت و سرزنش مردم است و سلامت، در راستگویی است و عاقبت دروغ، بدترین عواقب است.» (1)
حضرت به فرزندش توصیه می کند که مستند سخنان تو می بایست فرد مورد اعتماد باشد وگرنه ممکن است زبان به دروغ باز شود:ولا تحدّث الا عن ثقه فتکون کاذباً و الکذب ذل(2)؛ از مردم نامطمئن خبری نقل نکن که دروغگو درمی آیی و دروغگویی، مایه ذلت است.

این روزها که سپری می شود، حال و هوای دلم جور دیگری است. امسال هم محرم و صفر تمام شد و ربیع با مژده فرارسیدن بهار، تلنگری است که آیا دلت نیز بهاری شده است؟! ...
«این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است»
این کلام پیر و مراد این انقلاب امام خمینی(ره) است که شاید بارها آن را شنیده باشیم. اما تا بحال به معنای واقعی این سخن اندیشیده اید؟! محرم و صفر دو ماه متوالی است که در آنها به عزاداری برای آل الله می پردازیم و در عزای ایشان به سوگ می نشینیم.
دو ماه که با آغاز آن داغدار مصیبت های کربلا می شویم و با پایان آن از فراق پیامبر و رحمت امّت ناله می زنیم که بار پروردگارا إنّا نشکوا إلیک فقد نبیّنا. این دل شکستن ها و این اشک ها و ناله ها گرچه دل را غمین می کند امّا آن را جلا نیز می دهد که سنگ تا سوزش آتش نبیند گوهر نمی گردد. ذکر و یادآوری مصائب اهل بیت در این ایّام بهترین وسیله ای است که مسلمانی خود را محکی بزنیم و دوباره آن را بیدار و زنده کنیم تا یادمان نرود در کجای تاریخ ایستاده ایم و چه وظایفی بر دوش داریم.

در گزارشهای رسیده، دو سبب برای شهادت امام رضا علیه السلام ذکر گردیده است.
گزارش اول: آب انار مسموم
عبد اللَّه بن بشیر نقل می کند: مأمون به من دستور داد تا ناخنهایم را بیش از حد معمول بلند كنم و در این مورد به کسی هم چیزی نگویم. من نیز چنان كردم.
روزی مرا خواست و چیزى شبیه به تمر هندى به من داد و گفت: این را با دو دست خود خوب بمال و ورز بده. من نیز چنان كردم. سپس برخاست و مرا تنها گذاشت و نزد حضرت رضا علیه السّلام رفت و گفت: حال شما چگونه است؟ فرمود: امیدوارم امروز بهتر شوم، مأمون گفت: من نیز بحمداللَّه امروز خوبم. سپس مامون پرسید: آیا امروز پرستاران و خدمتگزاران خدمت شما رسیده اند؟ حضرت فرمود: نه.
خدا هر موهبتى به انسان ارزانى مىدارد، همراه آن عملا پیمانى با زبان آفرینش از او مىگیرد، به او چشم مىدهد یعنى با این چشم حقایق را ببین، گوش مىدهد یعنى صداى حق را بشنو ... و به این ترتیب هرگاه انسان از آنچه در درون فطرت اوست بهره نگیرد و یا از نیروهاى خداداد در مسیر خطا استفاده كند، پیمان خدا را شكسته است.

الَّذِینَ یَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِیثاقِهِ وَ یَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ أُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ (بقره27)
(فاسقان) كسانى هستند كه پیمان خدا را پس از آنكه محكم بستند مىشكنند، و پیوندهایى را كه خدا دستور داده برقرار سازند قطع مىنمایند، و در زمین فساد مىكنند، قطعاً آنان زیانكارانند.
در ادامه مقاله قبل پیرامون آیه 27 سوره بقره به تكمیل بحث می پردازیم .
از آنجا كه در آیه 26 سوره بقره، سخن از اضلال فاسقان بود در این آیه با ذكر سه صفت فاسقان را كاملا مشخص و معرفى مىكند:
کلیدهای موفقیت در آزمونهای زندگی

اگر بخواهیم در زندگی موفق باشیم، باید قانون موفقیت را بدانیم.
بارها و بارها پیش آمده که با یک اتفاق، مسیر رسیدن ما به موفقیت عوض میشود. در اثر یک تصادف، دزدی یا از دست دادن یکی از افراد خانواده از زندگی ناامید میشویم و تا مدتها زانوی غم بغل میگیریم. گاهی هم در خلوت خودمان به خدا اعتراض میکنیم که چرا من؟ چرا همه بد بختیها روی سر من خراب میشود؟ (هر چی سنگه واسه پای لنگه!)
باید توجه داشته باشیم که زندگی قانون دارد و امتحان هم یکی از قوانین مهم زندگی است. اگر ما در امتحانات زندگی با شکست مواجه میشویم به خاطر این است که قانون امتحانات را جدی نمیگیریم و آمادگی لازم را بدست نمیآوریم. قبل از همه باید بدانیم چرا باید امتحان بدهیم؟
هدف از برگزاری آزمون:
دلیل برگزاری آزمون و به تعبیر قرآن «ابتلاء»، این است که توانمندیهای ما معلوم شود؛ معلوم شود از عهده مسئولیتهایی که به دوشمان گذاشته شده برمی آییم یا نه (چند مرده حلاجیم)؟:
خداوند در یکی از آیات به شبهای دهگانه قسم یاد كرده و فرموده: «وَ لَیالٍ عَشْرٍ»؛ «و قسم به شب هاى دهگانه». مراد از شبهای دهگانه، عبادت در آن شبهاست و مصداق آن را به هر معنایی تفسیری کنیم (دههی اول ذىالحجه، دههی اول محرم، دههی آخر رمضان یا دههی اول رمضان) اشاره به عظمت این شبهاست که نكره آمدن "لیال" بیانگر این عظمت است، نه اینكه عمومیت آن را برساند

بر اساس آیات قرآن، شب دارای خصوصیاتی است كه آن را از روز و دیگر آیات الهی، ممتاز میسازد. در ذیل به برخی از این موارد اشاره میشود:
هنگامى كه انسان از كنار یك پرتگاه یا یك رودخانه خطرناك مىگذرد هر چه خود را به آن نزدیكتر سازد جاى پاى او لغزندهتر و احتمال سقوطش بیشتر و احتمال نجات كمتر مىشود و هر قدر خود را از آن دور مىسازد جاى پاى او محكم تر و مطمئنتر مىگردد و احتمال سقوطش كمتر مىشود، این یكى هدایت و آن دیگرى ضلالت نام دارد.

إِنَّ اللَّهَ لا یَسْتَحْیِی أَنْ یَضْرِبَ مَثَلاً ما بَعُوضَةً فَما فَوْقَها فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا فَیَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَ أَمَّا الَّذِینَ كَفَرُوا فَیَقُولُونَ ما ذا أَرادَ اللَّهُ بِهذا مَثَلاً یُضِلُّ بِهِ كَثِیراً وَ یَهْدِی بِهِ كَثِیراً وَ ما یُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفاسِقِینَ (بقره 26)
http://wdl.persiangig.com/pages/download/?dl=http://javadnaderi.persiangig.com/%d8%b4%d8%a86%d9%87%db%8c%d8%a6%d8%aa%20%d9%82%d8%a7%d8%b3%d9%85%20%d8%a7%d8%a8%d9%86%20%da%af%d8%b1%d9%85%d8%b3%d8%a7%d8%b1-%d9%85%d8%b5%d8%b7%d9%81%db%8c%20%d8%b4%da%a9%d9%88%d9%87%db%8c%20(3).mp3
اربعین حسینی

جمعه 90/10/23 ساعت 20
با کلام حجت الاسلام حیدری نژاد
با نوای کربلایی مصطفی شکوهی
چه رمزی است میان عیسی (علیه السلام) و حسین (علیه السلام)؟! شاید کوتاه سخن آن باشد که عیسی زنده کنندهی مردگان است و جسمها را روح میبخشد امّا حسین (علیه السلام) زنده کنندهی ارواح مرده است، دلهای پریشان و غم زده را حسین (علیه السلام) زندگی میبخشد. عیسی (علیه السلام) به برکت حسین (علیه السلام) است که مرده را زنده میکند و این از همان روز اول برای عیسی (علیه السلام) رقم خورد .

وقتی حضرت مریم (سلام الله علیها) در زمان تولد حضرت عیسی از درد زایمان بی قرار شد در صحرا در زیر درخت خرمایی که خشک شده بود، پناه گرفت. خداوند به برکت او، درخت را سبز نمود و خرمای تازه بر وی عرضه شد: "وَ هُزّی إلیک بجذع النخّلةِ تساقط علیک رُطباً جَنیّاً." (19/25)
بر این اساس آن درخت خرمای خشکیده را "نخل مریم" مینامند.
ماه صفر دومین ماه سال هجری قمری است. این ماه برای جهان اسلام و تشیع مفهوم ویژه ای دارد و خاطره ساز است زیرا یادآور خاطره های مختلف و مصیبت بار میباشد.

ماه صفر دومین ماه سال هجری قمری است. این ماه برای جهان اسلام و تشیع مفهوم ویژه ای دارد و خاطره ساز است زیرا یادآور خاطره های مختلف و مصیبت بار میباشد.در 28 این ماه در سال 10 هجری رحلت بزرگ رهبر نجات بخش و سعادت آفرین جهان، یعنی پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) رخ داد.
آن حضرت که در طی 23 سال مبارزه پیگیر با دشمنان دین و چهره های طاغوتی زمانش، لحظه ای از پای ننشست، و با همه مشکلات طاقت فرسا، و در شرایط دشوار، با انبوه دشمنان، ستیز کرد و سرانجام توانست ملتی وحشی و پراکنده را که در غرقاب جهل، خرافات و فساد و آلودگی غوطهور بوده و با پستی، رذالت و جنگ و کشتار و غارت و ستم روبرو بودند، نجات دهد.
آیا میشود آنهایی که در این دنیا زن و شوهر بودهاند در آن دنیا هم زوج باشند آیا این یک قانون کلی است که مردان و زنان صالحه این دنیا، در آن دنیا هم زوج همدیگر باشند یا اینکه اختیار به دست زن میباشد و او میتواند دیگری را انتخاب کند؟

پاسخ در چند محور ارائه میشود:
1. قبل از هر چیز باید اشاره شود که جزئیات نحوه زندگی انسان در آخرت از نظر بسیاری از مسایل به طور کامل و صد درصد با تمام امور جزئی برای کسی جزء حضرات معصومین ـ علیهم السّلام ـ روشن نیست و ما تنها بر اساس برخی آیات و روایات به مواردی بسیار اندک از نحوه زندگی در آخرت آگاه هستیم.
2. نکته دیگر آن است که جریان پیوند زناشویی که از طریق ازدواج بین یک مرد و زن پدید میآید تنها مربوط به عالم دنیا است و زنانی که در دنیا همسری داشتهاند ملزم نیستند که در آخرت هم با همان شخصی زندگی کنند. چون عقد زناشویی که بین آن دو خوانده شده مربوط به زندگی دنیایی آنهاست و در آخرت هر کسی مهمان عمل خود است و اختیار خود را دارند.
روضه هفتگی
امشب (جمعه90/10/16)ساعت 20
سخنران حجت الاسلام حیدری نژاد
با مداحی برادر مصطفی شکوهی
بیسکوران- مسجد امام علی (علیه السلام)- هیئت قاسم بن الحسن (علیهم السلام)
شحیح کیست؟
مرهمی برای دردهایم/ برگرفتهای از آیات جزء بیست و هشتم

حضور خداوند در هر نجوا:
الم تر ان الله یعلم ما فی السموات و ما فی الارض ما یکن من نجوی ثلثه الا هو رابعهام و لا خمسه الا هو سادسهم و لا ادنی من ذلک...(7/ مجادله)
خداوند نه جسم است و نه عوارض جسمانی دارد و به همین دلیل، زمان و مکانی برای او تصور نمیشود؛ ولی در عین حال اگر تصور کنیم که ممکن است جایی باشد که خدا در آنجا حاضر و ناظر نباشد، او را محدود کردهایم.به تعبیر دیگر، او احاطه علمی به همه چیز دارد؛ در عین این که مکانی برای او متصور نیست. به علاوه فرشتگان او همه جا حاضرند و همه اعمال را ثبت میکنند.

در ادامه مقاله گذشته به بررسی راهکارها و شیوه های تبلیغی در عاشورا خواهیم پرداخت. در مقاله پیشین برخی از این موارد را مورد بحث و بررسی قرار دادیم.
حادثه عاشورا به عنوان یکی از وقایع بسیار مهم که از طرفی نماد جهاد و شهادت و پیکار است و از سوی دیگر مسیر و راه انسانیت را به جامعه بشری نشان می دهد، کلاسی است پر از معارف الهی و انسان سازی. از آن رو که زن و مرد و پیر و جوان در این حادثه حضور داشتند، لذا ابعاد و زوایای مختلفی در آن نمایان است.
روی هر صفت و اخلاقی که دست بگذارید در همه ابعادش و با همه نوع مخاطبی می توانید در عاشورا ببینید. از صبر و استقامت و ایثار و جهاد گرفته تا برخورد با همسر و فرزند و همبستگی و همکاری .

اما گاه در ضمن داشتن رضایت و سپاسگزاری به درگاه بی نیاز تمایل داریم که روزی ما بیشتر باشد که در این صورت می توانیم از درگاه خداوند متعال با اذکار دعاها و نمازهایی طلب روزی کنیم و از این راه بکوشیم ریشه های توکل و قطع امید از غیر خدا را در وجود خویش تقویت کنیم .
ماه صفر دومين ماه قمري پس از محرم است. در دوران جاهليت آن را ناجز ميناميدند. صفر از ريشه «صفر» به معني تهي و خالي است. دليل نامگذاري آن اين است که چون اين ماه پس از ماه محرم است و مردم دوران جاهليت در ماه محرم - به دليل اينکه از ماههاي حرام بود- از جنگ دست ميکشيدند، با فرارسيدن ماه صفر به جنگ روي ميآوردند و خانهها خالي ميماند؛ از اين رو به آن صفر گفتهاند.

البته فقط در راه خدا می توان جان خویش را فدا نمود. چون حفظ دین الهی و ارزشهای والای دینی ـ که همان راه خداوند است ـ از جان انسان بالاتر، ارزشمندتر و مهمتر است. لذا سید و سالار شهیدان و سرور آزادگان حضرت امام حسین علیه السلام و دیگر شهدای راه خدا، جان خویش را تقدیم نمودند.

به هوش باشید به همان اندازه که "خدایابی" یعنی پی بردن به وجود خدا از طریق مطالعه اسرار جهان آفرینش سهل و آسان است، شناسائی "صفات خدا" به دقت و احتیاط فراوان احتیاج دارد. لابد می پرسید چرا؟ دلیل آن روشن است، زیرا خداوند هیچ چیزش با ما و آنچه دیده ایم و شنیده ایم شباهت ندارد، بنابراین نخستین شرط شناسائی "صفات خداوند" نفی تمام صفات مخلوقات از آن ذات مقدس، یعنی تشبیه نکردن او به هیچ یک از موجودات محدود عالم طبیعت است، واین جا است که کار به جای باریکی می کشد، زیرا ما در دل این طبیعت، بزرگ شده ایم، تماس ما با طبیعت بوده، ما با آن انس گرفته ایم لذا ما میل داریم همه چیز را با مقیاس آنها بسنجیم.
خورشید نعمت بسیار گران بهایی است که خداوند آن را برای آسایش انسان قرار داد که بسیاری از نیاز های انسان را برطرف میکند.شما با عکس و فیلم خورشید گرم نمیشوید باید شعله خورشید باشد زبانه بکشد تا نور و گرما دهد.

ایمان نیز مانند خورشید میماند نور و گرمای آن وجود انسان را گرم میکند باید شعله ایمان در دل انسان روشن شود تا همین نور و گرما باعث زندگی و حیات پاک و پر از موفقیت برای او شود.
قلب مرکز ایمان است که نور و گرمای حاصل از ایمان باعث میشود قلب مرده به مرکز رشد و حیات تکامل و تعالی تبدیل شود.
قلب یا روح و جان آدمی اثراتی دارد که در صورت حیات و ممات بر اعمال و رفتار و افکار انسان تأثیر میگذارد اگر سالم باشد زاینده افکار و اعمال سالم است و اگر مریض باشد جز آلودگی و پلیدی چیزی تولید نمیکند.

روضه حضرت رقیه علیهاالسلام با صدای سید مهدی میرداماد
آنچه امروز دباره رقیه سلام الله علیها؛ شهرت دارد و نقل می شود این است که او از دختران امام حسین علیه السلام است. در کربلا همراه کاروان بوده و همراه قافله به شام می رود. شبی در خرابه شام، خواب پدر را دیده و بهانه او را می گیرد. به دستور یزید رأس مطهر را درون طشتی گذاشته و برای او می برند. این دختر سه ساله، وقتی روپوش را کنار می زند ابتدا با پدر نجوا می کند و بعد با در آغوش کشیدن او، برای همیشه آرام می شود.
حضرت ابوالفضل(علیه السلام) نیز با آن فداکاریهایش میخواست به آنان بفهماند که محبت خدا و محبت دوستان خدا چیز دیگری است که تحمل هرگونه دشواری در راه آن شیرین است.
ما درجات و مقامات شهدای کربلا را نمیتوانیم درک کنیم
حضرت آیت الله بهجت(ره) در فرمایشات خود درباره درسهای کریلا فرمودهاند: حضرت سیّدالشهدا(علیه السلام) با اختیار خود آن همه مصایب و شهادت و اسارت اهل و عیال خود را تحمل نمود؛ زیرا پیوسته و حتی در روز عاشورا بر آن حضرت عرضه میشد که یا نصر و پیروزی را انتخاب کنند و یا لقاءاللّه و معاهده و پیمانی را که با خدا بسته است، ولی ایشان با اختیار خود آن مقامات عالیه را انتخاب کردند.
خدا میداند که آنها چه میدیدند!
حضرت قاسم(علیه السلام) راجع به مرگ میگوید: «اَحْلی مِنَ الْعَسَلِ.»به نقل از قاسم بن حسن (علیه السلام) شیرینتر از عسل است. آیا این تعبیر شوخی است؟!
ما نمیتوانیم درجات و مقامات آنها را تعقل و درک کنیم که چه خبر بوده و چه درک میکردند و چه میدیدند، همین قدر نقل شده که امام حسین(علیه السلام) مقامات اخروی آنها را به آنان نشان داد.
این که نقل شده عباس(علیه السلام) در روز عاشورا در میدان جنگ در برابر دشمن لخت شد و زره را از تن درآورد، یک کار عادی و آسان نبود، خواست به دشمن بفهماند که ما از روی عقیده و مرام، راه شهادت را اختیار و انتخاب کردهایم، نه از روی ناچاری و اجبار و تهدید و اکراه و یا به جهت شرم و حیا، بلکه این مرام ما است، و شجاعانه و عاشقانه و داوطلبانه میجنگیم و کشته میشویم و باکی از شهادت نداریم، و طرف مقابل عمر سعد بیچاره و دربند و اسیر ملک «ری» است.
حضرت ابوالفضل(علیه السلام) نیز با آن فداکاریهایش میخواست به آنان بفهماند که محبت خدا و محبت دوستان خدا چیز دیگری است که تحمل هرگونه دشواری و ناگواری و سختی در راه رسیدن به آن، سهل و آسان و شیرین است.
گروه دین تبیان
منبع :
سایت برنا

یکی از پادشاهان عرب(1) ، روزی به قصد شکار به همراه ملازمان رکاب، قصر شاهی را ترک کرد و به صحرا رفت . ندیمانی پیش از او به صحرا رفته بودند که شکارگاه را وارسی کنند، تا پادشاه به شکار بپردازد. پادشاه به شکارگاه درآمد و به دنبال آهویی تاخت تا او را شکار کند. ملازمان به رکاب او نرسیدند و شاه در بیابان گم شد و بعد از ساعت ها، دست از پا درازتر،نه صیدی شکار کرده بود و نه رمقی برایش مانده ، افزون بر آن در بیابان نیز سرگردان !

زمینه تبلیغ پس از شهادت شهدا و وقوع فاجعه و خاموش شدن احساسات كینه توزانه و طمعكارانه و جانشین شدن احساسات رقت انگیز و پیدایش جنبه مظلومیت و حق به جانبى طبعا بیشتر فراهم شد و در حقیقت مرحله بهره بردارى از یك طرف و معرفى حقیقت آنچه بوده و دریدن پرده هاى تاریكى كه تبلیغات دروغین ایجاد كرده بود (از طرف دیگر) از بعد از شهادت ابا عبدالله به وسیله اهل بیت مكرمش انجام یافت . امیرالمؤ منین مى فرماید: ان الحسین لذا اقبلت شبهت و اذا ادبرت نبهت . (1) علت این است كه در غوغاى فتنه ، انسان در آن غرق است و وقتى كه انسان در داخل جریان باشد نمى تواند درست ببیند. از كنار بهتر مى توان دید. این است كه زمینه روشن كردن اذهان طبعا بعد از ختم جریان بهتر مى توان دید. این است كه زمینه روشن كردن اذهان طبعا بعد از ختم جریان بهتر فراهم است و لهذا نقش عمده تبلیغات بر عهده اهل بیت و اسیران است .(2)

چهارمین اختر آسمان ولایت، در نیمه ی جمادی الآخر، سال 38 هجری در مدینه دیده به جهان گشود. (1) نام آن بزرگوار «علی»، کنیه اش «ابوالحسن» (2) و مشهوترین لقبهایش «زین العابدین» و «سجاد» است. پدر بزرگوارش امام حسین (علیه السلام) و مادرش «شهربانو» (3) دختر «یزدگرد» پادشاه ایران بود. (4)
امام چهارم (علیه السلام) در همه ی فضائل و کمالات، سرآمد مردم زمان خود بود. اینک گوشه ای از فضائل و مکارم اخلاقی آن حضرت:
«شفا» در لغت به معنای تندرستی و بهبود از مرض است(1) و بهطور عمومی هرگونه حصول سلامتی پس از بیماری را میتوان شفا نامید؛ اما از بهکاربردن آن این منظور را داریم که خود بیمار ناگهان و با استمداد از امور معنوی و مقدس، بهبود یابد که در آن داعیه وقوع اعجاز یا بهطور کلی امری ماوراءالطبیعه نیز مطرح باشد.

این نوع از شفا -که برخی آن را به «شفای روحی» نیز تعبیر میکنند- هرچند در بین شیعیان بارها اتفاق افتاده است و برای شیعه عجیب نیست، مختص به شیعیان و مسلمانان نیست. شفا در تمام ادیان الهی وجود داشته است و نزد پیروانشان امری مقدس، واقعی و آسمانی محسوب میشود. در دیگر ادیان و مکاتبی که الهی نیستند نیز همواره داعیه شفادهندگی خدایان و مقدساتشان وجود داشته است.
امروز بسیاری از نهادهای دانشگاهی برای بررسی آیینهای شفا و تأثیر این رخداد، گروههای تحقیق ترتیب دادهاند؛ مثل گروه پزشکی که در لوردس (زیارتگاه سنت برنارد سوبیرو) ادعاهای زایران را درباره شفایابی ثبت و صحبت آنها را بررسی میکند.»(2)

چرا دست زیر آب کردم و تا نزدیک لبها آوردم؟ این بر مُحرم حرام است، چرا که من محرم هستم و کربلا محل احرام میباشد، یکی از محرمات احرام…
وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها (1) وَ الْقَمَرِ إِذا تَلاها (2) [1]
سوگند به خورشید و تابندگیاش (1)سوگند به مَه چون پی [خورشید] رَوَد.
سخن گفتن در اطراف شخصیت عباس بن علی (علیه السلام ) میدان وسیع و گستردهای میطلبد، یکی از بهترین مصادیق آیات تلاوت شده در صدر بحث، حضرت سید الشهدا و برادر بزرگوارش قمر بنیهاشم میباشد، وجود مقدس امام حسین (علیه السلام ) خورشید ولایت است و قمر بنیهاشم ماه تابانی است که به دنبال این خورشید روان است.
حلول ماه عشق
برنامه های محرم هیئت قاسم بن الحسن(علیه السلام)بشرح ذیل اعلام می گردد:
جمعه 4 آذر :برنامه هفتگی و پیشواز محرم
از شنبه 5آذر الی 17 آذر بمدت 13 شب برنامه دهه اول محرم
ساعت 20
گرمسار- خیابان بیسکوران کوچه مژده - مسجد امام علی(علیه السلام)

شمر، كه فرمانده پیادگان قشون عمر بن سعد و از عناصر كلیدى و پلید واقعه كربلا بود، در عصر روز تاسوعا، امان نامه اى از عمر بن سعد براى چهار فرزند رشید و دلاور ام البنین علیهاالسلام یعنى عباس ، عبدالله ، جعفر و عثمان از برادران پدرى امام حسین علیه السلام آورد تا آنان را از سپاه خداجوى و حقیقت طلب امام حسین علیه السلام جدا سازد.
ام البنین ، همسر حضرت على علیه السلام داراى چهار فرزند دلاور و فداكار بود كه همگى در ركاب برادر و امامشان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام در كربلا حاضر بودند.
حضرت عباس علیه السلام كه بزرگترین آنان است، از شهرت به سزایى برخوردار بود. وى به خاطر جمال زیبا، قامت موزون ، دلاورى ، غیرت و شجاعت بى مانندش ، به «قمر بنى هاشم» معروف شده بود.
ام البنین از قبیله بنى كلاب بود كه شمر بن ذى الجوشن نیز به همین قبیله انتساب پیدا مى كرد. بدین جهت در عصر تاسوعا به نزدیكى خیمه گاه امام حسین علیه السلام آمد و با صداى بلند فریاد زد: : «أین بنو اختنا»؛ پسران خواهر ما کجایند؟ ولی آن بزرگواران جواب ندادند.
امام حسین علیه السلام كه منظور شمر را دانسته بود، به برادران خود فرمود: پاسخ شمر را بدهید. اگر چه او فاسق است و لیكن با شما قرابت و خویشى دارد.

در روز هشتم محرم الحرام سال 61 هـجری عمر بن سعد، نامه ای درارتباط با عدم تمایل خود به جنگ با امام حسین علیه السلام، سوی عبید الله بن زیاد فرستاد. هنگامی كه نامه عمر بن سعد مبنی بر مصالحه با امام علیه السلام به دست ابن زیاد رسید، شمر بن ذی الجوشن - که در مجلس وی حضور داشت - او را از این کار باز داشت. عبید الله نیز تحت تأثیر او نامه شدید اللحنی به ابن سعد نوشت و دستور داد تا کار حسین علیه السلام و یارانش را یکسره کند، و به شمر نیز گفت: اگر ابن سعد از این دستور سر باز زد، گردن او را بزن و خود فرماندهی لشکر را به عهده بگیر.(1)
شمر نیز نامه ی ابن زیاد را پیش از ظهر روز تاسوعا به کربلا رساند. وقتی عمر بن سعد، نامه عبیدالله بن زیاد را دریافت نمود، تصور كرد، اگر در مبارزه با امام حسین علیه السلام تعلل بورزد، موقعیت خویش را از دست خواهد داد و شمر به جاى او به فرماندهى سپاه خواهد رسید. بدین جهت در عصر تاسوعا بدون هیچ گونه اخطار قبلى و با دست پاچگى تمام فرمان حمله عمومى به سوى خیمه هاى امام حسین علیه السلام را صادر كرد.
ماه محرم برای ما شیعیان اهمیت زیادی دارد. اصولا رنگ و رخ لباس ها و خانه هایمان تغییر می کند و حال و هوای دلمان بیشتر. اما نهایت آرزویمان این است که این عشق و ارادت به فرزندانمان انتقال یابد و آنها نه مثل ما که بیشتر از ما ارادتمند و دنباله روی این خاندان بزرگ باشند. شروع این ماه بزرگ بهانه ای ارزشمند بود تا با دوتن از مسئولین تبیان به گفتگو بنشینیم و از چگونگی حسینی کردن فرزندانمان بپرسیم.
حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای آقامیری کارشناس مذهبی و جناب آقای مهدوی کارشناس ارشد تعلیم و تربیت و مشاور خانواده در گفتگویی با ماهمراه شدند تا در خصوص انتقال صحیح واقعه ای به بزرگی عاشورا به فرزندان مطالبی بیان کنند.

سیر تکاملی انسان به سوی خدا سیری صعودی است از همین رو خدای سبحان می فرماید:
وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِیعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ وَاذْكُرُواْ نِعْمَتَ اللّهِ عَلَیْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَاء فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَكُنتُمْ عَلَىَ شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَكُم مِّنْهَا كَذَلِكَ یُبَیِّنُ اللّهُ لَكُمْ آیَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ
و همگى به ریسمان خدا چنگ زنید و پراكنده نشوید و نعمتخدا را بر خود یاد كنید آنگاه كه دشمنان [یكدیگر] بودید پس میان دلهاى شما الفت انداخت تا به لطف او برادران هم شدید و بر كنار پرتگاه آتش بودید كه شما را از آن رهانید این گونه خداوند نشانههاى خود را براى شما روشن مىكند باشد كه شما راه یابید . (آل عمران/103)
کوهنوردان برای صعود به صخره های بلندنیازمند طناب و دستگیره هستند تا سقوط نکنند .